آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • روش‌های نوین کسب درآمد بدون دفتر کار و تجهیزات
  • راه‌های کسب درآمد خانگی بدون هیچ سرمایه‌ای
  • راه‌های مطمئن برای شروع کسب درآمد آنلاین بدون سرمایه
  • راه‌اندازی کسب‌وکار خانگی با سرمایه کم؛ نکات کلیدی
  • راهکارهای کاربردی کسب درآمد بدون سرمایه و تخصص بالا
  • راهکارهای سریع و عملی برای کسب درآمد بدون سرمایه اولیه
  • راهنمای کامل کسب درآمد آنلاین بدون سرمایه
  • ⛔ هشدار!  ضرر حتمی برای رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش برای دختران
  • ✅ نکته های ضروری و طلایی درباره آرایش برای دختران
  • توصیه های سريع و آسان درباره آرایش (آپدیت شده✅)
فایل های مقالات و پروژه ها | ۱-۶-۲-پژوهش های انجام شده داخلی – 5
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

آمابیل(۱۹۸۹؛به نقل از بگتو [۹۳]،۲۰۱۰) فرضیه ای را تحت عنوان انگیزش درونی فرایند خلاقیت ارائه می‌کند. بر این اساس انگیزش درونی افزایش دهنده ی خلاقیت و در مقابل انگیزش بیرونی کاهش دهنده است. به دنبال آن آمابیل در طی سال های ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶(کازبلت،بگتو و رانکو[۹۴]،۲۰۱۰)، دیدگاه تجدید نظر شده اش درباره ی تأثیر انگیزش بر خلاقیت ، بیان می‌کند که گاه محرک های بیرونی نیز به همراه محرک های درونی در خلاقیت نقش مثبتی ایفا می‌کنند. سایر نظریه های خلاقیت نیز معتقدند که برخی از انواع انگیزش بیرونی ممکن است همراه با انگیزنده های درونی در شخص خلاق وجود داشته باشد(رانکو و استرنبرگ،۲۰۱۰؛کافمن و استرنبرگ،۲۰۱۰،هنسی،۲۰۱۰). همان‌ طور که قبلاً گفته شد توانمندسازی روانشناسی افزایش انگیزش درونی برای انجام وطایف محوله است که بر علاوه بر خودکارآمدی سه حوزه ی خودمختاری، معنی دار بودن و مؤثر بودن را نیز شامل می شود(توماس و ولتهوس،۱۹۹۰).

دسی و رایان (۲۰۱۲) معتقدند که در صورت ارضای نیازهای “شایستگی”،”تعلق” و “خودمختاری” (شایستگی و خودمختاری از ابعاد توانمندسازی روانشناختی هستند) افراد به صورت خود مختار برانگیخته می‌شوند. خودمختاری به معنای نیاز به تجربه کردن انتخاب در آغاز و تنظیم رفتار می‌باشد.انسان خود مختار کسی است که میل دارد به جای اینکه رویدادهای محیط، اعمال او را تعیین کنند ،خودش حق انتخاب داشته باشد(دسی و رایان، ۲۰۱۲). بر اساس نظریه خود نعیین گری دسی و رایان انگیزش درونی در پی برآورده شدن سه نیاز اساسی ارتباط با دیگران، خود مختاری و شایستگی است. بر اساس پژوهش های کانتی و همکاران (۲۰۰۱) و سلیمی و همکاران (۱۳۹۱) بین انگیزش درونی، میزان ارضای سه نیاز ارتباط، خودمختاری و شایستگی و خلاقیت ارتباط معناداری وجود دارد.

یکی دیگر از ابعاد توانمندسازی روانشناختی خودکارآمدی است که در واقع همان حس شایستگی، قابلیت و توانایی کنار آمدن با زندگی است.کانگر و کاننگو (۱۹۹۸) احساس خودکارآمدی شخصی را شاخص توانمندسازی فردی می دانند. نتایج پژوهش قربانی و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که منابع خودکارآمدی حالت های شناختی و هیجانی هستند به ویژه زمانی که فرد خود را مورد ارزیابی قرار می دهدوکسی که در سطح بالاتری از خودکارامدی باشد می‌تواند خلاقیت شناختی و هیجانی خود را بهبود بخشد که خود باعث حل مسئله و پیشرفت تحصیلی می شود.

افراد دارای حس مؤثر بودن معتقدند موانع بیرونی فعالیت های آن ها را کنترل نمی کند بلکه آن ها توانایی همسو کردن محیط را با خواسته های خود دارند(توماس و ولتهوس،۱۹۹۰). در واقع می توان گفت این افراد منبع کنترل درونی دارند. بر اساس مدل های نظام یافته خلاقیت، نوع کنترل و انگیزش افراد از جمله خودکارآمدی، منبع کنترل و باورهای خود تنظیمی منجر به افزایش یا کاهش خلاقیت می شود(هنسی،۲۰۰۳).

به طور کلی می توان از طریق افزایش حس استقلال، خودآگاهی، مشارکت در تعیین اهداف، مسئولیت پذیری، اعتماد به نفس و ریسک پذیری خلاقیت راپرورش داد (ولتهوس،۱۹۹۰) که همگی به نوعی ابعاد توانمندسازی روانشناختی را تشکیل می‌دهند.

۶-۲-پژوهش های انجام شده

با توجه به اینکه پژوهشگر پس از جستجوی بسیار در پژوهش های داخلی و خارجی موفق به یافتن پژوهشی که به طور مستقیم اثر توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت هیجانی و خلاقیت شناختی را بسنجد، نشد لذا در این بخش از پژوهش سعی بر آن است تا ارتباط ابعاد توانمندسازی روانشناختی با خلاقیت و یا ابعاد و مؤلفه های شناختی و هیجانی در پژوهش های مختلف بررسی شود.

۱-۶-۲-پژوهش های انجام شده داخلی

صالحی و همکاران(۱۳۹۲) در پژوهشی رابطه ابعاد خلاقیت (انعطاف پذیری، بسط و اصالت) را با توانمندسازی بررسی کردند. جامعه آماری این این پژوهش را تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت در سال تحصیلی ۹۰-۸۹ تشکیل می‌داد و حجم نمونه بر اساس جدول مورگان ۱۳۶ نفر انتخاب شد. نتایج حاصل نشان داد که بین ابعاد انعطاف پذیری، بسط و اصالت با توانمندسازی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین مؤلفه بسط می‌تواند توانمندسازی را پیش‌بینی کند.

سمرقانی مطلق و حسنی(۲۰۱۳) در پژوهش خود به بررسی نقش واسطه ای توانمندسازی در نوآوری و خلاقیت کارکنان پرداختند. نتایج حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار بین توانمندسازی و نوآوری و خلاقیت کارکنان بود (۵۹/۰=r،۰۱/۰>p).

در پژوهشی قربانی و همکاران(۲۰۱۲) به دنبال پاسخ ‌به این سؤال بودند که آیا خودکارآمدی پیش‌بینی کننده ی مؤلفه های خلاقیت شناختی و خلاقیت هیجانی است؟جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر مقاطع راهنمایی و دبیرستان شهر اصفهان بودند که ۶۰ دختر ۱۴ تا ۱۷ سال به صورت تصادفی انتخاب شدند.نتایج نشان دهنده ارتباط مثبت و معنادار بین خودکارآمدی و خلاقیت شناختی (۶۲/۰=r،۰۱/۰>p) و خلاقیت هیجانی (۶۰/۰=r،۰۱/۰>p) بود.

منطقی و همکاران(۱۳۹۱) در پژوهشی به بررسی تأثیر توانمندسازی بر روی عادات خلاقیت فردی پرداختند.نتایج نشان داد که بین توانمندسازی و عادات خلاق فردی همبستگی قوی و مستقیمی وجود دارد.همچنین سهم ابعاد توانمندسازی در پیش‌بینی تغییرات عادات خلاق ۸۲/۰ بود.

سلیمی و همکاران(۱۳۹۱) در پژوهش خود به بررسی رابطه بین تحقق نیازهای روانی(ارتباط با دیگران، خودمختاری و شایستگی) با خلاقیت پرداختند. یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که خلاقیت به وسیله ارتباط با دیگران، خودمختاری و شایستگی قابل پیش‌بینی است.

مرزیه و همکاران (۱۳۹۱) پژوهشی دررابطه بین حمایت خودمختاری ادراک شده(ارضا کننده نیاز به خود مختاری) و ساختار ادراک شده(ارضا کننده نیاز به شایستگی) با خلاقیت در دانش آموزان انجام دادند. در این راستا نمونه ای ۵۰۰ نفری از میان دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم مقطه متوسطه شهر زاهدان با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره حاکی از ارتباط مثبت و معنادار حمایت خودمختاری ادارک شده و ساختار ادراک شده با خلاقیت بود.

در پژوهشی کاظمی و همکاران(۱۳۹۰) رابطه بین خودکارآمدی با خلاقیت شناختی و خلاقیت هیجانی را بررسی کردند. تحلیل یافته ها نشان داد که خودکارآمدی هم با نمره خلاقیت شناختی (۶۲/۰=r،۰۱/۰>p) و هم با نمره کل خلاقیت هیجانی(۲۲/۰=r،۰۱/۰>p) رابطه مثبت و معناداری نشان می‌دهد. تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان داد که بین مؤلفه های خلاقیت شناختی، خودکارآمدی بیشترین توان پیش‌بینی را برای مؤلفه سیالی(۶۰/۰=r،۰۱/۰>p) و در بین مؤلفه های خلاقیت هیجانی بیشترین بیشترین توان پیش‌بینی را برای مؤلفه صداقت (۶۰/۰=r،۰۱/۰>p) نشان می‌دهد.

هویدا و همکاران(۱۳۹۰) در پژوهشی به تحلیل راهبردهای رفتار محور خود رهبری و ارتباط آن با خلاقیت در اعضای هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت پرداختند. یافته ها نشان داد که بین راهبرد رفتار محور خودرهبری و خلاقیت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

نظر دهید »
مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | قسمت 8 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

مرحله ۴) تجزیه و تحلیل منابع. استراتژی کنونی و هدف های سازمان چارچوبی را به دست می‌دهند که می توان بدان وسیله منابع سازمان را تجزیه و تحلیل کرد. این تجزیه و تحلیل برای شناسایی نقاط قوت و ضعف شرکت های رقیب و نیز شناخت نقاط قوت و ضعف سازمان، از نظر رقابت با دیگران، اهمیت زیادی دارد.

مرحله۵) شناسایی فرصت های استراتژیک و تهدیدات. مرحله ۵ شامل مراحل ۳،۲ و ۴ می شود، یعنی شناسایی استراتژی، تجزیه و تحلیل محیط و تجزیه و تحلیل منابع سازمان. در این مرحله فرصت ها و امکاناتی که برای سازمان وجود دارد و تهدیداتی که سازمان با آن روبرو می شود، مشخص می‌گردند.

مرحله ۶) تعیین میزان تغییرات استراتژیک. پس از تحلیل منابع و محیط، می توان نتیجه یا پیامد ادامه استراتژی کنونی را پیش‌بینی کرد. در آن صورت، مدیران می‌توانند مشخص کنند که آیا استراتژی و شیوه ی اجرای آن را تغییر دهند یا خیر؟

مرحله۷) تصمیم گیری استراتژیک: اگر به نظر برسد که تغییر در استراتژی، موجب کم شدن فاصله عملکردی خواهد شد، گام بعدی شناسایی، ارزیابی و انتخاب راه های استراتژیک متفاوت است.

مرحله۸)داجرای استراتژیک. پس از تعیین استراتژی باید آن را اجرا کرد، یا به صورت بخشی از فعالیت های روزانه سازمان درآورد.

مرحله۹) اندازه و کنترل: مدیران به هنگام اجرای اقدامات باید هر چند مدت یک بار، یا در مراحل حساس اجرای کار، میزان پیشرفت را بررسی کنند( استونر، ۱۳۷۵، ص ۴۱۳-۴۰۴).

۲-۶-۷- مدل برنامه ریزی استراتژیک برایسون[۳۷]

نمودار ۲-۸- مدل برنامه ریزی استراتژیک برایسون

برایسون در کتاب خود تحت عنوان « برنامه ریزی استراتژیک» برای سازمان های دولتی و غیر انتفاعی، مدل برنامه ریزی استراتژیک خود را در ۸ مرحله به شرح زیر تدوین نموده است. این مدل نتیجه بررسی خصوصیات مدل های قبلی و رفع نقاط ضعف آن ها برای کاربرد در سازمان های عمومی و غیر انتفاعی می‌باشد.

مرحله ۱) آغاز فراگرد برنامه ریزی استراتژیک و توافق بر سر آن. هدف مرحله نخست عبارت است از گفتگو با تصمیم گیرندگان کلیدی داخلی و رهبران فکری، به منظور نیل به توافق ‌در مورد کلیت تلاش ناظر بر برنامه ریزی استراتژیک و مراحل اصلی آن است.

مرحله ۲) روشن ساختن دستورهای سازمانی. دستورهای رسمی و غیر رسمی که بر عهده سازمان گذارده می شود باید هایی هستند که سازمان با آن ها روبرو است. در حقیقت این نکته که سازمان های محودی دقیقاٌ می دانند که موظف و مکلفند که جه کارهایی را انجام دهند و چه کارهایی را انجام ندهند، جای تعجب دارد.

مرحله ۳) روشن ساختن رسالت و ارزش های سازمان. رسالت هر سازمان همراه با تکلیف های آن، دلیل وجودی[۳۸] و توجیه اجتماعی ناظر بر حیات آن را مشخص می‌سازد. نگریستن به سازمان ها، از این دیدگاه را باید به عنوان ابزاری جهت رسیدن به یک هدف تلقی کرد، و از این رو سازمان ها به خودی خود هدف شمرده نمی شوند.

مرحله ۴و۵) ارزیابی قوت ها، ضعف ها، موقعیت ها و تهدیدها. سازمان های دولتی و غیر انتفاعی برای نشان دادن عکس العمل کارساز در قبال تغییراتی که در محیط های آن ها رخ می‌دهد باید هر روز بیش از پیش محیط های داخلی و خارجی خود را مورد ارزیابی قرار دهند.

مرحله ۶) شناسایی مسائل استراتژیک سازمان. شناسایی مسائل استراتژیک در حکم قلب فراگرد برنامه ریزی استراتژیک است. یادآوری می شود که تعریف مسئله استراتژیک به عنوان انتخاب خط مشی و سیاستی بنیادی که بر دستورها، رسالت سرزمین، ارزش‌ها و سطح و ترکیب محصول و خدمات و ترکیب آن ها، مراجعان یا اسفاده کنندگان، هزینه، امور مالی سازمان یا مدیریت مؤثر واقع می شود،صورت پذیرفته است.

مرحله ۷) تدوین استراتژی هایی برای مدیریت مسائل. یک استراتژی را می توان به عنوان الگویی از هدف ها، خط مشی ها، برنامه ها، اقدام ها، تصمیم ها یا تخصیص منابع که مشخص می‌سازد سازمان مورد نظر چه نوع سازمانی است، چه کاری را . به چه دلیل انجام می‌دهد، محسوب نمود.

مرحله ۸) تبیین چشم انداز سازمانی مؤثر برای آینده. در مرحله پایانی فراگرد، سازمان از چهره ای که در صورت اجرای موفقیت آمیز استراتژی های پیش‌بینی شده و دستیابی به ظرفیت بالقوه کامل خود، پیدا خواهد کرد، تصویری توصیفی ترسیم می کند( برایسون، ۱۳۶۹، ص ۶۵-۵۱).

۲-۶-۸- مدل برنامه ریزی استراتژیک دانکن[۳۹]

این مدلی که توسط دانکن و همکاران وی در سال ۱۹۹۵ ارائه شده است. از جامع ترین مدل های برنامه ریزی استراتژیک است که در قالب فرایند مدیریت استراتژیک ارائه شده است. اهم مراحل آن عبارتند از:

مرحله ۱) تجزیه و تحلیل محیط داخلی. تجزیه و تحلیل محیط داخلی سازمان به شناسایی ظرفیت و پتانسیل داخلی سازمان یعنی آنچه را که سازمان می‌تواند انجام دهد، منجر می‌گردد.

مرحله ۲) تجزیه و تحلیل محیط خارجی. فعالیت در محیط در حال تغییر امروزی، مستلزم آگاهی از روش های بررسی اطلاعات مجیط خارجی است که سازمان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این فرایند، یعنی ارزیابی و تجزیه و تحلیل محیط خارجی، مدیران را قادر می‌سازد بر اساس اطلاعات جمع‌ آوری و طبقه بندی شده به شناسایی موضوعات مهمی که سازمان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اقدام نمایند.

مرحله۳) تعییین مأموریت‌، چشم انداز، ارزش ها و اهداف.مأموریت‌ سازمانی، عبارت کلی است که باعث شناسایی یک سازمان از نمونه های مشابه می شود و در حقیقت پاسخ این سوال است که ما کی هستیم وچه کاری را انجام می‌دهیم؟ چشم انداز، مطلوب ترین تصویری است که مدیران انتظار دارند به آن برسند. ارزش ها بیانگر بعد فلسفی سازمان است و جهت گیری سازمان را در خصوص موضوعات مختلف نشان می‌دهد. اهداف به طور اختصاصی جهت حرکت اصلی سازمان را نشان داده و مأموریت‌ را تبدیل به فعالیت می نمایند.

مرحله ۴) تنظیم استراتژی. تنظیم استراتژی یعنی تصمیم گیری بر اساس اطلاعات موجود. با تعیین مأموریت‌، عبارت چشم انداز سازمان، ارزش ها و اهداف، بخشی از تنظیم استراتژی که همان استراتژی جهت دهی است، صورت پذیرفته است. در این مرحله نسبت به تعیین استراتژی های انطباقی، استراتژی های ورود به بازار و استراتژی های موضع یابی اقدام می‌گردد. حاصل این فرایند تدوین استراتژ یهای منابع انسانی، استراتژی های مالی، استراتژی های بازاریابی و نظام اطلاعاتی خواهد بود.

مرحله ۵) کنترل. بالاخره آخرین مرحله در فرایند برنامه ریزی، کنترل استراتژیک است. این مرحله شامل، تعیین استانداردها یا اهداف ، سنجش عملکردها، مقایسه عملکردها با استانداردها و اقدام اصلاحی در صورت نیاز است. این مرحله کل مراحل برنامه ریزی را تحت تاثیر قرار می‌دهد(دانکن،۱۹۹۵، ۵۸-۵۳).

نمودار۲-۹- مدل برنامه ریزی استراتژیک دانکن

۲-۶-۹- مدل برنامه ریزی استراتژیک دیوید

نظر دهید »
دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۲-۱۱-۷- جوانب شناختی میل جنسی – 2
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

افسردگی، خشم و دشمنی، بازدارنده‌های شناخته‌شده میل جنسی هستند (دلاماتر ۱۹۹۱؛ اشمیت[۱۳۵]، ۲۰۰۵؛ دیوی، ۲۰۰۸؛ لاندو[۱۳۶]، ۲۰۱۴). اثرات منفی کشمکش‌های درونی فرد می‌تواند مانع میل جنسی شوند (کاپلان، ۱۹۷۴؛ برادفورد[۱۳۷]، ۲۰۰۷؛ رایت و کانر، ۲۰۱۵). تصور می‌شود که تأثیرات افسردگی بر چرخه پاسخ جنسی هم از طریق پردازش شناختی و هم از طریق فیزیولوژی غدد درون‌ریز و نوروترنسمیترها انجام آشکار می‌شود (روزن[۱۳۸] ۲۰۰۰؛ مورای[۱۳۹] و همکاران، ۲۰۱۲). از طرفی دیگر، تأثیرات استرس و اضطراب بر تحریک و میل جنسی متغیر است، چنانچه برخی افراد به نظر می‌رسد تحریک و میل جنسی بالایی را در زمان استرس و اضطراب تجربه می‌کنند در حالی که در دیگران نقش بازدارنده دارند (اسبروکو و بارلو، ۱۹۹۶؛ فابر و اسمیت[۱۴۰]، ۲۰۱۲). مواردی که منجر به اضطراب می‌شود و بر میل جنسی ممکن است تأثیرگذارند (اما محدود به همین موارد نمی‌شوند) شامل ‌تردید نسبت به قصد شریک جنسی، انتظارات او، ترس از شایستگی جنسی، ‌ترس از ایجاد رابطه، نگرانی نسبت به میزان تعهد شریک جنسی به رابطه فی‌مابین، کمبود اعتمادبه‌نفس جنسی و انتظارات شریک جنسی هستند (دلاماتر ۱۹۹۱، لومن و همکاران، ۲۰۰۵). یک هیجان خاص می‌تواند در برخی شرایط شهوانی باشد و سایر شرایط خیر، نسبت هیجانات به شهوت، بر تحریک و میل جنسی تأثیر می‌گذارد (گانزاگا، ۲۰۰۶؛ دلاماتر، ۲۰۱۲). بروتو (۲۰۱۰) مطرح کرد که درک نامناسب هیجانات جنسی می‌تواند عاملی در کاهش میل جنسی در برخی از افراد باشد (گیلز، ۲۰۰۸؛ بروتو، ۲۰۱۰). احساسات جنسی‌ای که همایند با پیام‌های جنسی منفی، انتظارات و تجربیات آزاردهنده ازجمله ‌آسیب‌های جنسی، باشند، نشان داده‌شده که موجب میل جنسی پایین در زنان می‌شوند (جان، ۲۰۰۴؛ مونتگومری، ۲۰۰۸). بااین‌وجود، سوءاستفاده جنسی در برخی موارد دیده‌شده که می‌تواند میل جنسی را به صورت پاتولوژیک افزایش دهد اما در اکثر موارد باعث کاهش میل جنسی می‌شود (هیمن[۱۴۱] ۱۹۹۸، میشل، ۲۰۰۸؛ استولن‌بورگ و همکاران، ۲۰۱۱).

۲-۱۱-۷- جوانب شناختی میل جنسی

زمانی که میل جنسی آگاهانه انتخاب می‌شود، شامل ارزیابی شناختی (ارزیابی یک موقعیت، تفکر، یا محرک دیگر) به عنوان یک جزء اصلی می‌باشد (دلاماتر، ۱۹۹۱، ۲۰۱۲). فعالیت شناختی می‌تواند پاسخ جنسی را تقویت کند یا مانع آن شود (والن، ۱۹۸۰؛ لومن و همکاران، ۲۰۰۵؛ بروتو، ۲۰۱۲). دو فعالیت شناختی که بر پاسخ جنسی اثرگذار هستند، درک و ارزیابی ‌می‌باشند. درک، فرایندی از جمع‌ آوری اطلاعات است که شامل کشف محرک و عنوان دادن یا دسته‌بندی کردن محرک است. ارزیابی شامل نتیجه‌گیری و توضیحی برای درک است و یا درجه‌بندی آن از مثبت/خوب به منفی/بد. پاسخ جنسی می‌تواند زمانی که محرک منفی ارزیابی‌ می‌شود، بازدارنده باشد، خطا در هر یک از این فرایندها می‌تواند تأثیری منفی بر پاسخ جنسی داشته باشد (والن، ۱۹۸۰؛ به نقل از باسون، ۲۰۱۰). به طور مثال، درک و تعبیر ناخوشایند زن از لغزندگی واژن خود از تحریک جنسی می‌تواند میل جنسی او را منع کند و پاسخ جنسی او را قطع کند. مخرب‌ترین ارزیابی‌ها، آن ها هستند که فاجعه‌آمیز هستند و اغلب چرخه‌ای قوی از اضطراب یا احساس گناه را به وجود می‌آورد و سپس موجب منع پاسخ جنسی می‌شود همچنین والن معتقد است که عنصر اصلی در تمام اختلالات عملکردی، ناآرامی شدید احساسی به وجود آمده از خطاهای شناختی در درک و ارزیابی است. آرون و همکاران[۱۴۲]،(۲۰۰۹) تمایلات جنسی را به عنوان مجموعه‌ای از احساسات، عواطف و شناخت تعریف می‌کنند که فرد آن ها را با تحریک جنسی فیزیولوژیکی پیوند می زند که در کل موجب میل و رفتار جنسی می‌شود و معتقدند خلق افراد، حالت عاطفی- هیجانی و میل جنسی افراد به طور پیچیده‌ای به هم وابسته‌اند. شناسایی جزء میل-تحریک در چرخه پاسخ جنسی اصولاً” بر مرحله تحریک تمرکز دارد؛ بااین‌حال، با توجه به وابستگی میل و تحریک، محققان میل-تحریک را یک واحد محسوب می‌کنند. مشابه آن ها، محققین دیگری نیز این پیوستگی و رابطه متقابل بین جوانب هیجانی و شناختی میل جنسی زنان را مطرح کرده‌اند (رودا[۱۴۳] و همکاران، ۲۰۰۴؛ دجانگ[۱۴۴]، ۲۰۰۹). ذهن انسان برای خود مفاهیم و معنا ایجاد می‌کند؛ وقایع را به طور شناختی ارزیابی ‌می‌کنند و متعاقب آن ‌به این ارزیابی‌ها پاسخ هیجانی می‌دهد (بک[۱۴۵]، ۱۹۹۶؛ رایان[۱۴۶] و همکاران، ۲۰۰۵؛ گروهول[۱۴۷]، ۲۰۱۴). پاسخ هیجانی مستلزم ارزیابی شناختی است، دلاماتر[۱۴۸] (۲۰۱۲) بخش هیجانی میل جنسی را ترکیبی ‌از پاسخ فیزیولوژیکی و تجربه ذهنی می‌داند که معنایش تحت تأثیر ارزیابی شناختی قرار می‌گیرد. به طور مشابه، نظریه دوعاملی اسکاتر نیز، تجربیات عاطفی را متشکل از تحریک و شناخت بیان می‌کند. بنا بر عقیده اسکاتر، دو عنصر برای تجربه جنسی ضروری هستند: (۱) تحریک ارادی و قابل‌درک و (۲) محرک‌های محیطی که برای تحریک، هیجانی هستند. میل و تحریک جنسی مانند خشم، ناراحتی و ترس، از احساسات پایه و اولیه نیستند. در عوض، میل جنسی،‌ ترکیبی ‌از درجات متغیر احساسات دیگر (مانند عشق، شور و اشتیاق، میل به پیوستگی عاطفی، میل به خشنودی فیزیکی و حتی حسادت) در نظر گرفته می‌شود (برینبام و همکاران، ۲۰۰۷). نظریه‌پردازان هیجانات، هیجانات جنسی را متشکل از سه جزء می‌دانند: جزء نوروفیزیولوژی، جزء رفتاری و جزء روان‌شناختی و احساسات. موادی در بدن هستند ازجمله کورتیکواستروییدها، دوپامین، سروتونین، مونوآمین، نوراپی‌نفرین و اسیدهای گاما آمینو بوتریک اسید که در بسیاری از هیجانات درگیر هستند، اگرچه شواهد اندکی وجود دارد که هورمون‌های خاصی را با هیجانات خاص مرتبط می‌کند (برینبام و همکاران، ۲۰۰۷؛ اوری، ۲۰۱۰). ابراز احساسات جنسی متأثر از مهارهای اجتماعی نیز است. افراد هنجارهای هیجانی پذیرفته‌شده، عقاید راجع به هیجانات جنسی و واژگان هیجانات جنسی را از فرهنگشان می‌آموزند (روف و همکاران، ۲۰۰۷). علاوه بر این، رسانه جمعی بر قوانین حاکم بر ابراز احساسات و رفتار جنسی تأثیر می‌گذارد، ترسیم روش‌هایی که افراد صمیمیت جنسی را تجربه می‌کنند در فیلم‌ها، برنامه های تلویزیونی و موزیک ویدیوها به طور مستمر نشان داده می‌شوند (دیاموند، ۲۰۰۳؛ بروتو، ۲۰۱۱).

ویژگی‌های شریک جنسی و رابطه نیز درک و ارزیابی ‌می‌شوند؛ در این صورت، این‌ها عوامل شناختی در میل جنسی محسوب می‌شوند. جذابیت فیزیکی نیز یک ویژگی مهم و تأییدشده در میل جنسی است، باث و همکاران در تحقیق خود دریافتند که درک قدرت بدنی بالا عامل شناختی مهم در جذابیت مرد، هم برای زنان و هم برای مردان است. ویژگی‌های مرتبط با وزن نیز عاملی مهم و تعیین‌کننده در جذابیت زن برای هر دو جنسیت به‌حساب می‌آید، فقدان جذابیت برای یکی از همسران غالباً” ممکن است به دلیل افزایش سن و تغییراتی که در طی زمان رخ‌داده است باشد، با میل جنسی پایین ارتباط دارد (باث[۱۴۹] و همکاران، ۲۰۰۴).

نظر دهید »
دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | قسمت 11 – 3
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

‌بنابرین‏، ممکن است اشخاص هنگامی که معامله ای با یکدیگر می نمایند و یا در خصوص موضوع خاصی با یکدیگر قراردادی منعقد می‌سازند تصمیم بگیرند ضمن همان معامله یا قرارداد، حق انتفاع از مالی را نیز برای شخص ثالثی یا برای یکی از طرفین برقرار سازند مثلاً چنانچه قرارداد بیع، بین خریدار و فروشنده راجع به ملکی در حال انعقاد باشد ممکن است طرفین توافق نمایند که حق انتفاع از ملک مورد معامله نیز به مدت معینی یا به مدت عمر فروشنده یا خریدار یا شخص ثالث برای او برقرار شود. در این صورت هر چند قرارداد اصلی راجع به معامله قطعی ملک می‌باشد، لیکن برقراری حق انتفاع از ملک مورد معامله نیز به صورت شرط ضمن عقد بیع مورد توافق طرفین قرار می‌گیرد و به موجب شرط ضمن عقد اصلی به شخص منتفع (به صورت مجانی یا معوض) واگذار می شود و دیگر احتیاجی به انعقاد قرارداد جداگانه ای نخواهد بود و همان قرارداد بیع کفایت می‌کند و هر دو موضوع انجام می شود و ملک به خریدار منتقل می شود و حق انتفاع نیز به منتفع اختصاص می‌یابد.

نکته مهمی که ذکر آن در اینجا ضروری به نظر می‌رسد آن است که چنانچه برقراری حق انتفاع به صورت عقد، مورد توجه مالک و منتفع باشد حتماً لازم و ضروری خواهد بود که عقد مذبور فیمابین مالک و منتفع منعقد شود، این نکته ای است که از مفاد ماده ۴۱ ق.م به روشنی و سهولت قابل استنباط می‌باشد زیرا در صورتی که برقراری حق انتفاع به صورت عمری مورد توجه طرفین باشد به صراحت ماده مرقوم حتماً میبایستی در قالب عقد صورت گیرد. در این صورت لازمه انعقاد قرارداد آن خواهد بود که مالک و منتفع عقد مربوطه را منعقد سازند. ‌بنابرین‏ نمی توان حق عمری را به صورت یک طرفه و بدون حضور و امضاء و رضایت منتفع برقرار نمود، هر چند که مدت عقد مذبور و حق انتفاع تابعی از سه متغیر (به مدت عمر مالک، یا به مدت عمر منتفع و یا به مدت عمر شخص ثالث) می‌باشد، ولی این امر نباید ما را به اشتباه بیاندازد تا تصور بکنیم که بدون حضور منتفع، مالک می‌تواند حق مذبور را به نفع او برقرار سازد. متاسفانه در مقام عمل در برخی از موارد مشاهده می شود که برخی از سران دفاتر اسناد رسمی در هنگام تنظیم اسناد راجع به معاملات قطعی املاک که بین فروشنده و خریدار انجام می شود، بنابر رویه غلط، چون تصور می‌کنند که برقراری حق عمری تنها در قالب عقد صلح ممکن و میسر است، عنوان سند مذبور را صلح عمری قرار می‌دهند و در ضمن مصالحه مذبور، حق انتفاع از ملک مورد معامله را به نفع اشخاص ثالث که در هنگام تنظیم سند در دفترخانه حضور ندارند و هیچ گاه سند و ثبت دفتر را امضاء نمی نمایند برقرار می‌سازند، در حالی که با توجه به توضیحات فوق و ‌بر اساس ماده ۴۱ ق.م برقراری حق مذبور تنها از طریق انعقاد عقد بین مالک و منتفع و امضاء قرارداد توسط ایشان ممکن و میسر می‌باشد. مضافاً اینکه برقراری حق انتفاع به صورت شرط ضمن عقد لازم به موجب هر یک از عقود لازم امکان پذیر می‌باشد و اختصاص به عقد صلح ندارد.

مسئله دیگر آن است که در هنگام انعقاد عقد بیع یا صلح، مبیع یا مورد صلح کلاً (اعم از عین و منفعت) به خریدار یا متصالح منتقل می‌گردد و لذا مالکیت آن از این لحظه به بعد از آن خریدار یا متصالح می‌باشد. پس هرگاه حق انتفاع از ملک در نظر باشد که به دیگری اختصاص یابد (اعم از انتقال دهنده یا شخص ثالث) ، این خریدار یا متصالح است که باید در ملک خود چنین حقی را برای دیگری برقرار نماید، ‌بنابرین‏ در صحت این برقراری حق انتفاع به نفع منتفع شرط است که حق مذبور توسط خریدار یا متصالح به نفع او برقرار شود. اما متأسفانه در اسناد رسمی تنظیمی ملاحظه می‌شود که گویا این فروشنده یا مصالح است که این حق را برای خود محفوظ می‌دارد و برقرار می‌کند.

این امر موجب گردیده است تا خوانندگان و مخاطبین اسناد و همچنین سردفتران را به اشتباه انداخته و تصور غالب این است که گویا ملک مسلوب المنفعه به خریدار یا متصالح منتقل می‌شود و پس از فوت انتقال دهنده است که منافع ملک نیز به انتقال گیرنده انتقال می‌یابد، در حالی که همان‌ طور که گفته شده و در تعریف حق انتفاع در قانون مدنی نیز ذکر شده است حق انتفاع، حقی است که برای منتفع در ملک غیر ایجاد و برقرار می‌شود.

در نتیجه اگر معتقد باشیم که انتقال دهنده، منافع را برای خود حفظ می‌کند (در اسناد بیع یا صلح، بشرط عمری) این استنتاج با تعریف حق انتفاع در قانون مدنی منافات خواهد داشت چون منفعت، ملک فروشنده بوده و در ملکیت او باقی مانده است و دیگر معنا نخواهد داشت که حق انتفاع به صورت عمری را تصور نماییم زیرا همان‌ طور که گفته شد حق عمری در ملک غیر به نفع منتفع برقرار می‌شود و حال آنکه در این تعبیر منفعت متعلق به خود مالک است به علاوه ، انتقال عین بدون منفعت به موجب عقد بیع یا عقد صلح جایگزین بیع برخلاف مقتضای ذات عقد بیع می‌باشد زیرا اقتضای عقد بیع یا صلح جانشین آن انتقال کلیه ذرات مبیع بدون استثنای چیزی از آن به خریدار می‌باشد و هرگاه خریدار بخواهد منافع ملک را به غیر انتقال دهد می بایستی به موجب عقد اجاره، مالکیت منافع را به غیر انتقال دهد در غیر اینصورت چنانچه منافع ملک در مالکیت فروشنده باقی بماند و پس از فوت وی به خریدار منتقل شود در اینصورت موجب قانونی برای انتقال منافع به خریدار لازم خواهد بود که با توجه به فوت مالک (فروشنده) چنین موجبی متصور نبوده و نمی‌توان گفت فوت فروشنده موجب قانونی برای انتقال منافع به خریدار می‌باشد زیرا موت فروشنده موجب توارث و انتقال منافع ملک به وراث وی می‌باشد و نمی‌تواند موجب انتقال منافع به خریدار شود زیرا مغایر موازین حقوقی و اسباب تملک قانونی می‌باشد، در نتیجه هرگاه قصد طرفین عقد بیع یا صلح، برقراری حق انتفاع برای انتقال دهنده یا شخص ثالثی باشد، در ضمن عقد مذبور خریدار می‌بایستی حق انتفاع را به نفع منتفع شرط و برقرار نماید. ‌بنابرین‏ رویه دفاتر اسناد رسمی چنانچه مطابق با نظرات مورد انتقاد مذکور باشد مشخص می شود تا چه اندازه مغایر با موازین قانونی و حقوقی می‌باشد.

گفتار چهارم- به موجب قانون (حیازت اشیاء مباحه به قصد ایجاد حق انتفاع)

همان‌ طور که در ماده ۴۰ ق.م آمده است برقراری حق انتفاع در دو دسته از اموال امکان پذیر می‌باشد:

۱-اموالی که عین آن متعلق به دیگری و ملک اشخاص است.

۲-اموالی که مالک خاصی ندارند و از آن ها با عنوان مباحات یاد می شود.

اموالی که مالک خاص ندارند می‌توان به سه دسته تقسیم نمود که عبارتند از : مشترکات یا اموال عمومی، اموال مجهول المالک و مباحات. طبق مواد ۲۴ – ۲۶ قانون مدنی تملک خصوصی و استفاده اختصاصی از مشترکات و اموال عمومی ممنوع می‌باشد و همچنین اموال مجهول المالک تا زمانی که اعراض مالک احراز نشود جزء مباحات به حساب نمی‌آید و نمی‌توان از آن ها استفاده نمود (مستفاد از ماده ۱۷۸ ق.م)[۶۵]

نظر دهید »
طرح های تحقیقاتی و پایان نامه ها – ۲-۲-۱-۲- طبقه بندی بازارهای مالی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

پس اندازکنندگان و سرمایه ­گذاران و تقاضاکنندگان وجوه یا سپرده­پذیران خواهد بود. بدینوسیله تصمیم ­گیری برای هر دو گروه آسان خواهد شد و منابع سرمایه­ای به بهترین نحو تخصیص خواهد یافت. از طرف دیگر قیمت دارایی­ های مالی در بازار، متناسب با ریسک و بازدهی آن ها تعیین گردیده و روند بازار به سمت قیمت­های عادلانه پیش می­رود. انگیزه بنگاه برای به دست آوردن وجوه، به بازده مورد انتظاری که سرمایه­ گذار طلب می­ کند بستگی دارد. این ویژگی بازار نشان می­دهد که در هر اقتصاد، ریسک و بازده چگونه میان دارایی مالی مختلف تقسیم می­ شود که فرایند قیمت یابی نامیده می­ شود (دوانی، ۱۳۸۱: ۲۵).

۳- انتشار و تحلیل اطلاعات:

بازارهای مالی، اطلاعات را گردآوری می­نمایند و از طریق قیمت­های منتشر شده منعکس می­نمایند. حتی افرادی که فرایند پرهزینه ارزیابی بنگاه­ها و مدیران و شرایط بازار سهام را طی نکرده ­اند، می ­توانند قیمت­های سهام را که منعکس کننده­ اطلاعاتی است که دیگران به دست آورده­اند، مشاهده کنند. انتشار و تجزیه وتحلیل

اطلاعات توسط بازارهای مالی باعث می­ شود تا جامعه منابع ناچیزی را به منظور به دست آوردن اطلاعات هزینه کند. اقتصادی شدن کسب اطلاعات درباره فرصت­های سرمایه ­گذاری، می ­تواند به تخصیص بهتر منابع منجر گردد.

۴- تسهیل دادوستدها:

سیستم­های مالی که هزینه­ های مبادلاتی را کاهش می­ دهند، می‌توانند موجب تخصصی­تر شدن فعالیت­ها، نوآوری تکنولوژی و رشد اقتصادی شوند. همان‌ طور که آدام اسمیت (۱۷۷۹) نیز ادعا می­ کند، هزینه­ مبادلاتی کمتر باعث تخصصی­تر شدن کارها می­ شود. وجود واسطه­ای همانند پول، باعث می­ شود تا هزینه­ های مبادله کالا تا حد زیادی کاهش یابد و امر مبادله ساده­تر و روانتر گردد. وجود نهادهای واسطه­ای نیز خود باعث کاهش این

هزینه­ ها، تقسیم کار بهتر و در نتیجه کارایی و رشد بالاتر می­ شود.

۵- توزیع خطر و مدیریت ریسک:

بازارهای مالی علاوه بر تخصیص سرمایه پولی، خطرات اقتصادی را نیز توزیع ‌می‌کنند. در واقع ریسک اشتغال به فعالیت­های اقتصادی و سرمایه ­گذاری، از طریق ایجاد و توزیع اوراق بهادار از هم تفکیک و توزیع می­ شود. به عبارت دیگر بازارهای مالی (بازار پول و سرمایه) در ابعاد وسیع ریسک افرادی را که در فعالیت­های

اقتصادی بزرگ و پرمخاطره اشتغال دارند به پس­انداز کنندگان که حاضر به پذیرش ریسک یک بازده­ی غیرمطمئن هستند، منتقل و بین آن ها توزیع ‌می‌کنند. بازارهای مالی علاوه بر تفکیک ریسک اشتغال و سرمایه ­گذاری، افراد را قادر به ایجاد تنوع در سرمایه ­گذاری ‌می‌کنند. ایجاد تنوع در سبد دارایی منجر به کاهش ریسک می­ شود. کل ریسک ‌به این علت کاهش می­یابد که زیان در بعضی از سرمایه ­گذاری­ها توسط منافع ناشی از سایر سرمایه ­گذاری­ها جبران می­ شود. بازارهای مالی همچنین ریسک عدم نقدشوندگی را کاهش می­ دهند. نقدشوندگی، عبارت از سهولت تبدیل داراییها به قدرت خرید در قیمت­های مورد توافق است. هزینه­ های مبادلاتی و عدم تقارن اطلاعاتی باعث کاهش نقدشوندگی شده و ریسک را افزایش می­دهد. بازارهای مالی از طریق انتشار و تحلیل اطلاعات و تسهیل دادوستدها به کاهش ریسک عدم نقدشوندگی کمک ‌می‌کنند.

۶- کمک به فرایند تشکیل سرمایه:

وجود بازارهای مالی سبب تشویق مردم به سرمایه ­گذاری می­گردد، ‌به این شکل که شرکت­ها برای تهیه سرمایه مورد نیاز خود می ­توانند اوراق بهادار منتشر نمایند و آن را در بازار سرمایه به فروش برسانند. این اقدام باعث می­ شود که دو نوع سرمایه ­گذاری صورت گیرد؛ از طرفی شرکت­ها با خرید زمین، ماشین­آلات، ساختمان و… نوعی سرمایه ­گذاری واقعی ‌می‌کنند و این کار باعث توسعه اقتصادی جامعه و همچنین خود شرکت­ها می­ شود، و از سوی دیگر مردم با خرید اوراق بهادار (که به وسیله­ شرکت­ها منتشر می­ شود) اقدام به سرمایه ­گذاری مالی ‌می‌کنند، در نتیجه افزایش سرمایه و توسعه شرکت­های تولیدی حاصل می­ شود (نوو، ۱۳۸۳: ۱۹۳). تحقیقات نشان می­دهد کشورهایی که دارای بازار سرمایه توسعه یافته و پررونق می­باشند؛ شرکت­ها وجوه نقد مورد نیاز خود را با سهولت بیشتر و ارزان­تر تأمین ‌می‌کنند.

۷- ایجاد بازار ثانویه برای معاملات دارایی­ های مالی (افزایش نقدینگی دارایی­ ها):

بازارهای مالی شرایطی را برای سرمایه­ گذار فراهم می­ کند تا دارایی مالی خود را به فروش برساند و به وجه نقد تبدیل نماید. بدین شکل دارایی مالی، نقدینگی را فراهم می­سازد که این ویژگی جذابی برای سرمایه ­گذاران ‌می‌باشد، زیرا که اگر بازار ثانویه برای خرید و فروش مجدد دارایی وجود نمی­داشت، سرمایه ­گذاران به خرید دارایی­مالی و سرمایه ­گذاری در این اقلام رقبتی نشان نمی­دادند و کمتر کسی حاضر می­شد که اختیار سرمایه خود را برای مدت طولانی از دست بدهد. وجود بازار مالی باعث می­ شود که افراد در صورت نیاز به پول نقد یا پیش آمدن فرصت­های سرمایه ­گذاری بهتر، اوراق بهادار خود را به فروش برسانند و در اوراق جدید سرمایه ­گذاری نمایند.

۸- کاهش هزینه مبادلات:

بازارهای مالی هزینه­ مبادلات دارایی را کاهش می­ دهند. هزینه­ های همراه با معاملات عبارتند از: هزینه جست­وجو و هزینه اطلاعات.

هزینه جست­وجو بیانگر هزینه­ های آشکار مثل پول صرف شده برای درج آگهی که فرد آماده هست تا دارایی مالی را بخرد و یا بفروشد و نیز در برگیرنده­ی هزینه­ های پنهان مثل زمان صرف شده برای یافتن طرف معامله است.

هزینه­ های اطلاعات، شامل هزینه­ های همراه با برآورد ویژگی­های سرمایه ­گذاری یک دارایی مالی هستند، یعنی مقدار و احتمال وقوع جریان نقدینگی که از دارایی انتظار می­رود. در بازار مالی کارآمد، قیمت­ها بازتابی از کل اطلاعات گردآوری شده به وسیله همه فعالان بازار است.

۲-۲-۱-۲- طبقه بندی بازارهای مالی

بازارهای مالی بر پایه معیارهای متفاوتی قابل طبقه ­بندی هستند که شامل موارد زیر است:

۱- طبقه ­بندی بر اساس نوع دارایی

۲- طبقه ­بندی بر اساس سررسید تعهدات مالی و

۳- طبقه ­بندی بر اساس مرحله عرضه اوراق بهادار

بر اساس نوع دارایی، ‌می‌توان بازار اوراق بهادار را به دسته­های زیر تقسیم ­بندی کرد:

الف- بازار سهام: در این بازار، سهام شرکت­ها که نشانگر مالکیت دارنده آن در شرکت است، دادوستد می­ شود.

ب- بازار اوراق بدهی: بازاری است که در آن ابزارهایی با درآمد ثابت (اوراق قرضه) دادوستد می­شوند.

ج- بازار ابزارهای مشتق: بازاری است برای معاملات ابزارهایی مبتنی بر دارایی­ های مالی یا فیزیکی که از آن جمله ‌می‌توان به اختیار معامله و قرارداد آتی اشاره کرد.

بازار مالی بر حسب سررسید تعهدات مالی به دو نوع بازار پول[۵] و بازار سرمایه[۶] تقسیم می­ شود.

۱- بازار پول:

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 67
  • 68
  • 69
  • ...
  • 70
  • ...
  • 71
  • 72
  • 73
  • ...
  • 74
  • ...
  • 75
  • 76
  • 77
  • ...
  • 175
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

 بهینه‌سازی محتوا برای جذب مخاطب
 ریشهیابی فرار از تعهد
 تکنیک‌های رشد سایت مقالات تخصصی
 فروش محصولات دیجیتال با روش‌های برتر
 حقایق مهم درباره سگ‌های آلابای
 ترفندهای حرفه‌ای ChatGPT
 آموزش کاربردی Copilot
 نشانه‌های عاشق شدن
 بهینه‌سازی هدر و فوتر فروشگاه آنلاین
 حفظ استقلال در رابطه بدون آسیب زدن
 درآمدزایی از طریق وبلاگ‌نویسی
 استفاده حرفه‌ای از برندمنشن
 معرفی سگ ماستیف تبتی
 فواید تخم مرغ برای گربه‌ها
 انتخاب بهترین نژاد سگ نگهبان
 انتخاب خاک مناسب گربه در سال 2024
 دلایل عدم تمایل مردان به ازدواج
 بهترین غذاهای سگ
 روش‌های دریافت بک‌لینک باکیفیت
 تغذیه ایده‌آل عروس هلندی
 مراقبت از سگ ماده در دوره پریود
 ترفندهای بازاریابی ایمیلی موفق
 حل مشکل ادرار هیجانی در سگ‌ها
 پیشگیری از وابستگی عاطفی شدید
 فروش محصولات آرایشی و بهداشتی آنلاین
 حقایق مهم درباره عشق و روابط
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان