آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • روش‌های نوین کسب درآمد بدون دفتر کار و تجهیزات
  • راه‌های کسب درآمد خانگی بدون هیچ سرمایه‌ای
  • راه‌های مطمئن برای شروع کسب درآمد آنلاین بدون سرمایه
  • راه‌اندازی کسب‌وکار خانگی با سرمایه کم؛ نکات کلیدی
  • راهکارهای کاربردی کسب درآمد بدون سرمایه و تخصص بالا
  • راهکارهای سریع و عملی برای کسب درآمد بدون سرمایه اولیه
  • راهنمای کامل کسب درآمد آنلاین بدون سرمایه
  • ⛔ هشدار!  ضرر حتمی برای رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش برای دختران
  • ✅ نکته های ضروری و طلایی درباره آرایش برای دختران
  • توصیه های سريع و آسان درباره آرایش (آپدیت شده✅)
تحقیق-پروژه و پایان نامه | ۲-۵- منابع حقوقی آزادی اطلاعات[۱۴۹] – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

«بالضروره معلوم است مرجع ضمیر، نوع امت و قاطبه‌ی مهاجرین و انصار است، نه اشخاص خاصّه و تخصیص آن به خصوص عقلا و ارباب حلّ و عقد از روی مناسبت حکمیّه و قرینه‌ی مقامیّه خواهد بود، نه از باب صراحت لفظیه و دلالت کلمه مبارکه«فی الأمر» که مفرد محلی و مفید عموم اطلاقی است بر این که متعلق مشورت مقرره‌ی در شریعت مطهّره، کلیه امور سیاسیه است. هم در غایت وضوح و خروج احکام الهیّه، عزّاسمه – از این عموم از باب تخصّص است، نه تخصیص». [۱۳۶]

با این وجود، نمی‌توان از این اشکال اساسی بر استدلال اخیر، چشم پوشید که شناسایی آزادی اطلاعات و حق بر اطلاعات از طریق دلیل حاضر، تنها در مواردی قابلیت پذیرش دارد که ناظر بر تصمیم گیری‌های حکومت باشد و نسبت به سایر موارد، دلالتی نخواهد داشت؛ در حالی که در بحث حق بر اطلاعات، ممکن است افراد، تقاضای تحصیل اطلاعاتی را نمایند که اساساً ربطی به بحث تصمیم گیری نداشته باشد و یا حتی ناظر بر اموری باشد که سابقاً در خصوص آن تصمیم گیری شده است. لذا بدیهی است که استظهار به دلیل حاضر در این گونه موارد کارایی ندارد. [۱۳۷]

۲-۴-۸-۲-۳-نقد استناد به نصوص ناظر بر احتراز از قرار دادن خود در معرض سوءظن

«در مقام ارزیابی دلیل حاضر، باید گفت که این دلیل، اخص از مدعا می‌باشد؛ زیرا دلیل حاضر به شناسایی حق مردم به اطلاعات در حوزه هایی که حکومت در معرض اتهام است به اعتبار دفع شبهه، دلالت کامل دارد اما نسبت به سایر موارد که اتهامی متوجه متصدیان حکومت نمی‌باشد، فاقد هر گونه دلالتی است». [۱۳۸]

۲-۴-۸-۲-۴-نقد استدلال به ادله ناظر بر نهی از کتمان علم

در پاسخ به استدلال اخیر می‌توان گفت در این که نصوص مذکور، شامل پنهان نگه داشتن کلیه دانسته‌ها و اطلاعات شود، تردیدی جدی وجود دارد؛ زیرا همان‌ طور که بسیاری از فقها فرموده اند، کتمان علم، ناظر بر کتمان احکام شرعی است و شامل عدم بیان موضوعات نمی‌شود[۱۳۹] و حتی برخی، کلیه احکام را موضوع نصوص وارده، ندانسته و بیان داشته اند که اطلاع رسانی توسط عالم، زمانی واجب است که کسب اطلاع بر متعلم نیز واجب باشد که این امر، منحصر به احکام شرعی الزامی می‌باشد. [۱۴۰]

چنین استدلالی ‌در مورد نصوص سابق الذکر نیز مطرح شده است. به طور مثال ‌در مورد آیه کتمان گفته شده که در این آیه شریفه، پنهان داشتن آن چه سبب هدایت افراد می‌شود مبغوض الهی دانسته شده و سبب هدایت، منحصردر احکام الزامی شرعی می‌باشد[۱۴۱] و حتی برخی، مطلق عدم بیان احکام شرعی را مشمول عنوانم کتمان ندانسته و با استناد به شأن نزول آیه شریفه، آن را ناظر به موردی دانسته اند که کتمان، سبب تضییع حق خواهد شد. [۱۴۲] ‌در مورد روایت منقول از کتاب شریف کافی که منسوب به امام صادق (ع)است نیز گفته شده آن علمی که از افراد ناآگاه، عهد گرفته شده که آن را طلب نمایند، علم به واجبات دینی است. [۱۴۳]

۲-۴-۸-۲-۵- نقد قاعده لاضرر

«استدلال به قاعده لاضرر در ما نحن فیه، مستلزم نوعی«دور» است؛ زیرا مجرای جریان قاعده، ناظر به جایی است که ضرر به معنای اتلاف و تنقیص حقی از شخص، محقق گردد. این در حالی است که اساس مناقشات مطروحه به لحاظ آن است که اصل حق بودن دسترسی به اطلاعات، محل بحث می‌باشد. لذا نمی‌توان موضوع را از طریق اثبات حکم برخاسته از قاعده، اثبات نمود. البته نباید این را نادیده گرفت که اگر در مواردی ممنوعیت دسترسی مردم به اطلاعات موجب ضرر ایشان شود، مثل آن که حکومت با کتمان اطلاعات ناظر بر وجود خطرات زیست محیطی در نقطه‌ای معین، زمینه‌ی آسیب دیدن شهروندان را فراهم نماید در این گونه موارد استناد به قاعده لاضرر توجیه­پذیر بوده، لکن باز اشکال این دلیل ناظر بر آن است که اخص از مدعا بوده و نمی‌تواند کلیت حق بر اطلاعات را اثبات نماید؛ به طوری که در مواردی هم که ممنوعیت دسترسی به اطلاعات، منجر به اضرار مردم نمی‌شود را در بر می‌گیرد». [۱۴۴]

۲-۴-۸-۲-۶- نقد استدلال به سیره عقلاء

«در مقام ارزیابی این دلیل، ممکن است اشکال شود که چون این حق در برخی جوامع مورد شناسایی قرار نگرفته، لذا استدلال به آن ناتمام است. در پاسخ بدین اشکال گفته می‌شود چون متعهد در این حق، حکومتها هستند، طبیعتاً توقع می‌رود که دولت‌ها، خصوصاًً در مواردی که طبع استبدادی نیز دارند از رسمیت دادن ‌به این حق، امتناع نمایند. از این رو، عدم رعایت این حق در برخی دولت‌ها نمی‌تواند در استقرار بنای عقلاء بر این نهاد خدشه وارد نماید. اما نکته ظریفی که در اینجا وجود دارد آن است که دلیل کافی بر این که در ارتکاز ذهنی جوامع در دوران حضور معصوم (ع)حق مستقلی به نام«حق دسترسی به اطلاعات در اختیار حکومت»، وجود ندارد تا بتوان عدم ردع ایشان را کاشف از امضای سیره‌ی مورد ادعا دانست و صرف این که خود معصومین (ع)در دوران تصدی حکومت به اطلاع رسانی به مردم می‌پرداخته‌اند، دلیل جداگانه ایی محسوب نشده و نهایتاًً به سیره معصومین (ع)برگشت می‌کند که دلالت آن بررسی شد». [۱۴۵]

۲-۵-۶-۲-۷- ارزیابی ادله تعلق مالکیت اطلاعات به مردم

به نظر می‌رسد که دلالت ادله‌ تعلق مالکیت اطلاعات به مردم بر اثبات حق بر اطلاعات از منظر فقهی، تمام است و نمی‌توان خدشه‌ی جدی بر آن ها وارد ساخت. ‌در مورد دلیل امانی بودن اطلاعات نزد حکومت نیز، گویا همین منبا در فرایند بررسی لایحه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، مورد توجه فقهای شورای نگهبان قرار داشته است؛ چرا که فقهای محترم در ارتباط با اصل حق مردم در دسترسی به اطلاعات نزد مؤسسات عمومی که زیرمجموعه حکومت هستند، اشکالی نگرفته اند، اما در ارتباط با ماده«۶» لایحه که مقرر داشته بود: «مؤسسات خصوصی موظفند با رعایت مقررات این قانون، اطلاعات مورد نیاز افراد را که برای اجرای حقوق یا حمایت از حقوق آن ها ضروری است در دسترس آنان قرار دهند»، این اشکال را مطرح کرده بودند که«اطلاق ماده ۶ در مواردی که مؤسسات مذکور، تعهدی نسبت به متقاضیان در خصوص در اختیار قرار دادن اطلاعات نداشته باشند، خلاف موازین شرع شناخته شد». [۱۴۶]

در تشریح نقد اخیر باید گفت که این نقد، متأثر از این مسئله بوده که مؤسسات خصوصی همانند مؤسسات دولتی، امین محسوب نمی‌شوند تا الزام به ارائه اطلاعات داشته باشند و پذیرش این امر منوط به قراداد علی حده می‌باشد. [۱۴۷]

نتیجه:

‌بنابرین‏ باید گفت تتبع در منابع فقهی، ما را به سوی امکان استدلال به دلایل متعددی، جهت اثبات«حق شهروندان بر دسترسی به اطلاعات در اختیار حکومت»، رهنمون می‌سازد، تبیین شد که از میان ادله‌ مذکور، برخی نظیر نامه‌ی منسوب به حضرت علی (ع)برای فرماندهان نظامی، نصوص ناظر بر نهی از کتمان علم و سیره‌ی عقلا، دلالتی بر مسأله نداشته و برخی از ادله، مانند سیره معصومین (ع)صرفاً در حد اثبات جواز دسترسی مردم به اطلاعات و نه حق بودن این امر کارایی دارند. همچنین دلایل حق مشورت در اداره امور کشور، اجتناب از قرار دادن خویش در معرض اتهام و سوءظن دیگران و قاعده لاضرر نیز در موارد خاصی می‌توانند حق جامعه را در تحصیل اطلاعات موجود در نزد مؤسسات حکومتی اثبات نماید، لکن دلایل آن ها قابل تعمیم به کلیه اطلاعات نمی‌باشد؛ اما دلیل تعلق اطلاعات به مردم بر اثبات آزادی اطلاعات و حق بر اطلاعات، دلالت تام داشته و موقعیت این حق را در فقه سیاسی شیعه، مدلل می‌سازد. [۱۴۸]

۲-۵- منابع حقوقی آزادی اطلاعات[۱۴۹]

نظر دهید »
مقاله های علمی- دانشگاهی | مبحث اول: مفهوم و اقسام مسئولیت – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

مبحث اول: مفهوم و اقسام مسئولیت

گفتار اول: مفهوم مسئولیت

شناخت معنا و مفهوم مسئولیت و آثار آن مستلزم شناخت اجمالی مفاهیم لغوی و اصطلاحی آن است که می‌تواند در بررسی موضوع مفید فایده واقع شود و شناخت دقیق تری از آن به ما بدهد که در ابتدای این فصل به آن خواهیم پرداخت.

بند اول: مفهوم لغوی

کلمه مسئولیت صفت ساخته شده از مسئول به معنای مواخذه شده و گرفتار در امور مالی و کیفری و انتظامی بوده[۱] که در لغت دارای معانی گوناگونِ مسئول بودن، متعهد بودن، موظف بودن، متعهد قهری یا اختیاری و مالی یا غیر مالی می‌باشد.[۲] در زبان عربی مسئولیت مصدر جعلی “مسئول” است[۳] و در آیات و احادیث[۴] به معنی مورد سوال واقع شدن شخص به دلیل انجام دادن یا عدم انجام کاری به کار رفته است.[۵]

بند دوم: مفهوم اصطلاحی

مسئولیت در ادبیات حقوقی، تعهد قانونی شخص است مبنی بر اینکه خسارتی را که به دیگری وارد ‌کرده‌است جبران نماید[۶] و پاسخگوی انتخاب خود در برابر دیگران باشد[۷] اعم از اینکه خسارت وارد شده ناشی از تقصیر خود او یا ناشی از فعالیت وی باشد،[۸] به عبارت دیگر می توان گفت مسئولیت رابطه ی حقوقی است که ناشی از فعل یا ترک فعل زیان آور به حال افراد یا مصالح عامه باشد که این رابطه با ایفای تعهد از جانب مسئول و یا اجرای کیفر درباره او زایل می‌گردد.[۹] در اسلام و منابع فقهی مسئولیت مترادف با کلمه ضمان به کار گرفته شده است که هرنوع مسئولیت اعم از مسئولیت مالی و کیفری را شامل می شود.[۱۰]

گفتار دوم: اقسام مسئولیت

بند اول: مسئولیت مدنی

منظور از مسئولیت مدنی تکلیف شخص به جبران خسارت وارد شده بر دیگری است[۱۱] بدین معنی که هرگاه کسی با فعل یا ترک فعل به دیگری خسارتی را وارد کند عرفاً در برابر او مسئولیت دارد و باید خسارت وارده را تدارک ببیند اعم از اینکه زیان وارده در اثر عمل شخص مسئول یا اشخاص تحت مراقبت او یا اشیاء تحت حراست و مالکیت او باشد[۱۲] و تفاوتی ندارد که منشاء خسارت وارد شده جرم باشد یا شبه جرم زیرا مسئولیت مدنی در نتیجه ی اعمالی حاصل می شود که بدون مجوز قانونی ست خواه عمدی باشد یا غیر عمدی.[۱۳]

در مسئولیت مدنی ضرر و زیان ناشی از جرم که شرط تحقق مسئولیت است از یک طرف جنبه شخصی و خصوصی دارد زیرا بر خلاف مسئولیت کیفری ضرر متوجه شخص خصوصی است و به همین علت زیان دیده می‌تواند از طریق طرح دعوا در محاکم حقوقی جبران خسارت وارده را بخواهد[۱۴] و از طرف دیگر اعمال مسئولیت زا محدود به موارد مصرّح در قانون نیست[۱۵] و هر فعلی که موجب خسارت به دیگری شود باید جبران گردد ولو اینکه در قانون بیان نشده باشد.

‌بنابرین‏ اگر شخصی در نتیجه بی احتیاطی یا بی مبالاتی به دیگری خسارتی وارد نماید مکلف به جبران آن است و در معنای اعم در مقابلِ مسئولیت کیفری استعمال می شود.[۱۶]

مسئولیت مدنی به دو قسم “مسئولیت ناشی از قرارداد ” و “مسئولیت خارج از قرارداد یا مسئولیت قانونی” تقسیم می شود که قدر مشترک در این دو مسئولیت نقض تعهد و الزام است با این تفاوت که در مسئولیت ناشی از قرارداد نقض تعهد قراردادی است و در مسئولیت خارج از قرارداد نقض تعهد قانونی است.[۱۷] برای روشن شدن مرز میان انواع این مسئولیت ها به ذکر و بررسی آن ها پرداخته می شود.

الف) مسئولیت قراردادی

مسئولیت قراردادی زمانی تحقق می‌یابد که شخص به موجب یک قرارداد تعهدی را بپذیرد اما به دلیل انجام ندادن تعهد یا تأخیر در انجام آن خسارتی را به طرف مقابل وارد آورد که در این صورت موظف به جبران خسارت حاصل از تخلف خود خواهد بود[۱۸] ؛ به بیان دیگر ریشه ی این قسم از مسئولیت تخلف از مفاد یک قرارداد و هدف از آن جبران خسارت وارده بر شخص زیان دیده(متعهدٌ له)است.[۱۹] شرایط و عناصر ضروری پیدایش مسئولیت قراردادی که در ذیل به شرح آن خواهیم پرداخت عبارت است از: ۱- وجود قرارداد صحیح و معتبر ۲- ورود ضرر ۳- رابطه سببیّت بین تخلف و ضرر.[۲۰]

۱- وجود قرارداد

مبنای مسئولیت قراردادی، قرارداد و توافق بین طرفین است بدین صورت که در مسئولیت ناشی از قرارداد قبل از ورود خسارت به فرد زیان دیده قراردادی مابین طرفین منعقد شده و سپس نقض قرارداد باعث به وجود آمدن مسئولیت برای عامل زیان می شود[۲۱] البته قراردادِ بین زیان دیده و عامل زیان باید قراردادی ‌معتبر و صحیح باشد، زیرا قرارداد فاسد فاقد اثر حقوقی است و مسئولیتی را ایجاد نمی کند.[۲۲]

۲- ورود ضرر

در قرارداد ها طرفین در برابر یکدیگر تعهداتی را پذیرفته و ملزم می‌شوند که به آن ها عمل کنند اگر یکی از طرفین از تعهدات پذیرفته شده در عقد تخلف کند و در نتیجه به طرف دیگر خسارتی وارد آید آن شخص در برابر زیان دیده ضامن شناخته شده و می بایست در مقام جبران خسارت برآید و طرف مقابل هم حق دارد از او خسارت بگیرد.[۲۳]منظور از خسارت هر گونه کاهشی است که از عدم انجام تعهد یا تأخیر در انجام تعهد در مال شخص زیان دیده ایجاد می شود اعم از اینکه مال، اموال عینی، منفعت یا حقوق وابسته به اعیان باشد.[۲۴]

۳- رابطه ی سببیّت بین تخلف و ضرر

لازمه پیدایش مسئولیت قراردادی علاوه بر وجود قرارداد و خسارت، رابطه سببیّت بین تخلف قراردادی و خسارت است[۲۵] ‌به این مفهوم که متعهدً له ثابت کند ضرر وارده به وی نتیجه ی عدم اجرای قرارداد است طوری که اگر تعهد قراردادی اجرا می شد خسارتی به وجود نمی آمد.

ب)مسئولیت قهری

هرگاه شخص با فعل یا ترک فعلی که از نظر قانون خطا به حساب می‌آید(تعهدات قانونی) منشأ خسارت به دیگری شود ملزم به جبران خسارت وارده است که در اصطلاح به آن مسئولیت قهری یا مسئولیت خارج از قرارداد می‌گویند.[۲۶] همچنین گفته می شود مسئولیت قهری ناشی از نقض تکلیفی ست که قانون آن را بر مردم تحمیل کرده و جنبه کلی دارد[۲۷] و نقض آن از طریق اقامه دعوای مطالبه خسارت قابل جبران است.

در این نوع مسئولیت هیچ گونه قرارداد یا توافقی میان وارد کننده زیان و شخص زیان دیده وجود ندارد بلکه قانون بر روابط آن ها حاکم است و شخص مقصر را مجبور به جبران خسارت می‌کند.[۲۸] ‌بنابرین‏ این مسئولیت برخلاف مسئولیت قراردادی، جزء قوانین آمره بوده و قابل اسقاط نمی باشد.[۲۹]

بند دوم: مسئولیت کیفری

واژه ی مسئولیت کیفری مترادف با مسئولیت جزایی است و به مسئولیت فردی گفته می شود که با ارتکاب رفتار یا اعمالی که قانون‌گذار آن را جرم دانسته است[۳۰] به جامعه ضرر وارد می‌کند یا نظم عمومی را دچار اختلال می‌کند و در مقابل جامعه در واکنش به آن و دفاع از خود قوانین و مقرراتی را وضع می‌کند و مرتکب را کیفر می‌دهد.[۳۱] مبنای مسئولیت کیفری آگاهی و شعوری است که هر فرد نسبت به اعمال خود و نتایج حاصل از آن دارد[۳۲] و هدف از آن مجازات مجرم به منظور دفاع از جامعه، حفظ نظم و جبران خسارت عمومی است.[۳۳]

در مسئولیت کیفری ضرر و زیان بیشتر متوجه جامعه است برخلاف مسئولیت مدنی که در آن مسئولیت متوجه یک شخص خاص است.[۳۴] در بعضی موارد، یک فعل واحد دارای هردو مسئولیت است که در این صورت ضمن اینکه عامل زیان به جهت عمل مجرمانه خود مجازات می شود قانون او را ملزم به جبران خسارت مدعی خصوصی می‌کند.[۳۵]

نظر دهید »
پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – ۲-۱- تسلیم مال کلی – 9
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

منظور از تسلیم تنها مفهوم مادی و محسوس آن نیست: یعنی، نه فقط ضرورت ندارد که در همه جا مورد معامله به دست خریدار داده شود، قبض مادی هم، اگر همراه با تسلط خریدار بر مبیع نباشد و او را « متمکّن از انحاء تصرفات و انتفاعات » نسازد تسلیم محسوب نمی شود. این مفهوم بیشتر جنبه معنوی و عرفی دارد و مقصود این است که مبیع چنان در اختیار مشتری قرار گیرد که عرف او را مسلط بر مال بداند.[۲۲۶]

ثانیاًً: مورد معامله باید به گونه‌ای تسلیم شود که توابع عین مورد تعهد را نیز در بر بگیرد.برای مثال اگر مورد تعهد تسلیم اتومبیل فروخته شده باشد باید جک و زاپاس اتومبیل نیز تسلیم گردد. ماده ۳۸۳ ق.م. مقرر می‌دارد: «تسلیم باید شامل آن چیزی هم باشد که اجزاء و توابع مبیع شمرده می‌شود.»

باید دانست که تسلیم نسبت به انواع مبیع، متفاوت است و در هر حال، یک امر عرفی است که ضابطه دقیق قانونی ندارد؛ چنان که ماده ۳۶۹ نیز در تأیید این مطلب بیان می‌دارد: «تسلیم به اختلاف مبیع به کیفیات مختلفه است و باید بنحوی باشد که عرفاً آن را تسلیم گویند». مثلاً تسلیم در اموال منقول، با نقل آن به نزد مشتری و در اموال غیرمنقول، از قبیل خانه، با تسلیم کلید آن به خریدار، حاصل می‌گردد.

تسلیم ‌در مورد زمین، ‌به این حاصل می شود که فروشنده از آن رفع ید کرده یعنی اشیاء و اموالی که در آن دارد، خارج کند و آثار تصرف خود را از بین ببرد، به طوری که خریدار بتواند هر نوع تصرفی که می‌خواهد در آن به عمل آورد.[۲۲۷]

در صورتی که مبیع قبلاً در تصرف خریدار باشد، نیازی به تسلیم و اقباض مجدد نیست، بلکه همان ادامه تصرف، آثار تسلیم را خواهد داشت (ماده ۳۷۳ ق.م.)

در مواردی که تعهد عین معین بوده و بیم از انتقال یا تلف یا تضییع آن قبل از انجام دادرسی و صدور حکم اجبار به انجام عین تعهد می‌رود می‌توان از طریق دستور موقت یا تأمین خواسته از انتقال یا تضییع و تفریط آن ممانعت بعمل آورد. (موضوع مواد ۱۰۸ و ۳۱۰ قانون آئین دادرسی مدنی )

اگر موضوع تعهد قراردادی، کلی در معین باشد اجرای تعهد نظیر موردی است که عین معین وصول می‌گردد. با این تفاوت که، اگر مورد تعهد توسط متعهد مشخص گردیده باشد متعهدله می‌تواند بدون جلب رضایت متعهد آن مصداق را حسب ماده ۳۷۴ ق. م. که اذن بایع را در حصول قبض شرط نمی‌داند قبض نماید و اگر مصداق تعهد توسط متعهد مشخص نگردیده باشد یکی از مصادیق کلی توسط متعهدله از طریق دادورز توقیف و در اختیار متعهدله قرار می‌گیرد. برای مثال اگر تعهد به تحویل خودرویی از ده خودرو یک شکل باشد یکی از آن خودروها توقیف و تحویل طلبکار می‌گردد.

برابر ماده ۴۲ قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶ مال معین توسط دادورز اخذ و به متعهدله داده می‌شود ماده اخیر چنین مقرر می‌دارد: «هرگاه محکوم به، عین معین منقول و یا غیر منقول بود. و تسلیم آن به محکوم له ممکن باشد دادورز (مأمور اجرا) عین آن را گرفته و به محکوم له می‌دهد». قراردادی که اجرا می شود ممکن است فروش باشد و تسلیم مبیع در آن موضوع حکم قرار گیرد یا اجاره که از مستأجر خلع ید می شود یا عاریه و ودیعه و مانند این ها که امانتی باید به مالک بازگردانده شود.

در هر حال، تا زمانی که عین موضوع قرارداد وجود دارد، نه طلبکار می‌تواند بهاء یا مثل آن را مطالبه کند و نه بدهکار حق دارد مال دیگری را بجای آن بدهد، هرچند که نقصی در آن ایجاد شده باشد. پس از تلف عین یا عدم امکان تسلیم آن است که ناچار بایستی به بدل آن قناعت کرد و معادل تعهد را، که به طور معمول بهای آن است، از بدهکار گرفت. ماده ۴۶ قانون اجرای احکام در این باره می‌گوید:« اگر محکوم به عین معین بوده و تلف شده یا به آن دسترسی نباشد، قیمت آن با تراضی طرفین و در صورت عدم تراضی به وسیله دادگاه تعیین و طبق مقررات این قانون از محکوم علیه وصول می شود و هرگاه محکوم به قابل تقویم نباشد محکوم له می‌تواند دعوی خسارت اقامه کند».

کلی در معین نیز در حکم عین معین است. پس در موردی که ده خروار گندم از مزرعه ای فروخته می شود، طلبکار تنها حق توقیف گندم همان مزرعه را دارد و نمی تواند از سایر اموال متعهد استفاده کند و مأمور اجرا بایستی از همان محل گندم را برداشت و به طلبکار بدهد. همچنین است موردی که طلب وثیقه عینی دارد مگر اینکه طلبکار از رهن بگذرد و به سایر اموال رجوع کند.

۲-۱- تسلیم مال کلی

در تعهدی که مربوط به تسلیم مالی کلی است، مال با اوصاف معین انتقال داده می‌شود. البته لزومی ندارد که حتماً مال در زمان تحقق تعهد موجود باشد بلکه چنین مورد تعهدی می‌تواند در زمان اجرا و سررسید اجل موجود گردد در این حالت متعهد در مقام اجرای قرارداد باید مصداق کلی را معین و به متعهدله بدهد.

اگر متعهد مصداق کلی را مشخص کرده باشد ولی از دادن آن به متعهدله امتناع ورزد طلبکار می‌تواند بدون جلب رضایت متعهد، آن مصداق را قبض نماید ماده ۳۷۴ ق. م. مقرر داشته: «در حصول قبض اذن بایع شرط نیست و مشتری می‌تواند مبیع را بدون اذن قبض کند».

ماده فوق تفاوتی بین مبیع معین یا کلی فی الذمّه ننهاده است ، زیرا مبیع کلی پس از تعیین مصداق در حکم مبیع معین می‌باشد. حقوق ‌دانان در صورتی که مبیع، کلی فی الذمّه باشد آن را عهدی تلقی نمودند ولی ‌در مورد زمان انتقال مالکیت اختلاف نظر دارند، به طوری که برخی معتقدند که ملکیت مبیع به تسلیم آن به مشتری منتقل می‌گردد،[۲۲۸] و بعضی دیگر برآنند که ملکیت مبیع، از زمان تشخّص آن به وسیله بایع، به مشتری منتقل می‌گردد.[۲۲۹] بر همین اساس هم بیشتر حقوق ‌دانان، بند (۱) ماده ۳۶۲ ق.م. را مختص بیع عین معین دانسته و تحقق تملیک در بیع کلی را منوط به تعیین مصداق مبیع یا تسلیم آن قرار داده‌اند.[۲۳۰]

بنظر می‌رسد اختصاص مفهوم مالکیت به عین معین خارجی است. بهمین دلیل هم بیع کلی مشمول ماده ۳۳۸ ق.م. نمی گردد، زیرا این ماده مقرر می‌دارد:« بیع، عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم» در حالی که در بیع کلی، خریدار پس از عقد مالک هیچ عینی نمی شود و بر هیچ عینی حق پیدا نمی کند. روشن است که حق عینی عبارت از هر حق مالی است که به عین خارجی بستگی داشته باشد و بعبارت دیگر، متعلق آن عین خارجی باشد. ‌بنابرین‏ بیع کلی فی الذمّه بیع عهدی محسوب شده و با تعیین مصداق مبیع یا تسلیم آن مالکیت منتقل می شود.

نظر دهید »
دانلود تحقیق-پروژه و پایان نامه | قسمت 11 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

کریدور های راه آهن


کریدورهای راه آهن در ایران به چهار گروه تقسیم می‌شوند که هر بخش ارتباطی شامل راه آهن خاصی است. این کریدورها عبارت‌اند از: ( آمار عملکرد راه آهن جمهوری اسلامی، سال ۱۳۹۲)

    • کریدور مستقیم از طریق ریل

    • کریدور ترکیبی (ریل – دریا)

    • کریدور دریا – دریا

  • کریدور دریا، ریل، جاده، ریل

با توجه به کریدورهای ترانزیتی فوق، می‌توان دریافت که راه آهن جمهوری اسلامی ایران در قلمرو گسترده‌ای، پل ارتباطی غرب به شرق و شمال به جنوب به شمار می‌رود. همچنین توجه به مزایای ذاتی ترانزیت با راه آهن در زمینه حمل‌ونقل انبوه در مسافت‌های زیاد، اقتصادی بودن حمل‌ونقل و ضریب ایمنی بالا، نشانگر آن است که راه آهن ایران می‌تواند به عنوان عامل اصلی و محور ترانزیت منطقه و ارتباط دهنده مناسب کشورهای آسیای میانه دریای سیاه، حوزه قفقاز و اروپا به طور عام و کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس، خاورمیانه و خاور دور به طور خاص، مطرح باشد. ضمن اینکه استفاده از حمل‌ونقل ترکیبی ریل – دریا و نیز استفاده از کامیون در سایر مسیرها، ترانزیت در مسیرهای مختلف دیگر را نیز ممکن و میسر خواهد ساخت.

معاونت بهره برداری و سیر و حرکت راه آهن هر ساله تقاضا در هر محور راه آهن و ظرفیت شبکه راه آهن در آن محور را محاسبه و به صورت نقشه ارائه می‌کند. در نقشه زیر قسمت‌هایی از شبکه که تقاضا در آن‌ ها بیش از عرضه می‌باشد و به‌اصطلاح گلوگاه‌های راه آهن هستند، مشخص شده است. شکل (۲-۳) بیانگر خطوط ریلی کشور ایران می‌باشد. همان طور که گفته شده است یکی از ضرورت‌های ورود سیستم حمل‌ونقل چندوجهی رشد شبکه حمل‌ونقل ریلی در کشور می‌باشد که متأسفانه راه‌های ریلی کشور ایران در وضعیت بسیار نامناسبی در جهت حمل کالا به سر می‌برد.

شکل ‏۲‑۳: نقشه راه‌های ریلی جمهوری اسلامی ایران (منبع: اداره کل ساخت و توسعه راه آهن)

همان طور که در شکل پیدا‌ است راه آهن ریلی فقط با تعداد اندکی از پایانه‌های ترانزیتی کشور متصل می‌باشد و همچنین بیشتر خطوط ریلی موجود یک خطه می‌باشد که بیشتر جهت جابه‌جایی مسافر انجام می‌شود تا حمل‌ونقل کالا. این خود دلیلی بسیار واضح از عقب ماندگی شدید حمل‌ونقل ریلی می‌باشد که دلیل اصلی آن عدم دسترسی پایانه‌های مرزی به خطوط ریلی می‌باشد.

سالانه خطوط اصلی راه آهن رو به گسترش است به گونه‌ای که در سال ۱۳۹۲ این خطوط جمعاً به طول ۱۰۴۰۷ کیلومتر از سوی سازمان تحقیقات راه آهن گزارش شده است اما با توجه پتانسیل بسیار ایران در حمل‌ونقل این مقدار جوابگوی حمل بار و ترانزیت نمی‌باشد. نمودار (۲-۸) رشد خطوط راه آهن در سال‌های اخیر را نشان می‌دهد.

نمودار ‏۲‑۸: رشد خطوط راه آهن (منبع: آمار عملکرد راه آهن سال ۱۳۹۱)

علی‌رغم اظهارات مدیرعامل راه آهن ‌در مورد افزایش سرمایه گذاری در بخش احداث خط آهن در کشور ولی همچنان در این زمینه کمبود وجود دارد و جذب سرمایه گذاری برای توسعه شبکه خط آهن کشور ضروری می‌کند. در غیاب یک استراتژی مشخص برای شبکه حمل‌ونقل کشور همچنان سرمایه گذاری‌های دولتی به سوی بخش جاده‌ای سرازیر می‌شود و بخش ریلی با کمبود بودجه روبه روست و هنوز فاصله طولانی با دیگر بخش‌ها دارد. برای جبران این عقب ماندگی در برنامه سوم یک تحول رخ داد و آن زمینه سازی برای حضور بخش خصوصی در حمل‌ونقل ریلی و خرید واگن حمل بار و مسافر است. اگرچه در این زمینه نیز روند تحولات کند است ولی تغییر عمده‌ای رخ داده که به گفته مدیر عامل راه آهن با این روند تا پایان برنامه چهارم کلیه عملیات حمل‌ونقل بار و مسافر به بخش خصوصی واگذار می‌شود و دولت در این زمینه به ارائه خدمات و تأسیسات زیربنایی خواهد پرداخت و امور تصدی گری دولتی کاهش می‌یابد.

تجهیزات و ناوگان راه آهن

با توجه به آمار منتشر شده از سوی شرکت ره آهن جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۹۲، میانگین تعداد اصلی لوکوموتیو در سرویس ۳۵۱ دستگاه و تعداد ۹۱ لوکوموتیو مانوری، تعداد واگن‌های باری در سرویس ۲۰٫۴۴۶، تعداد واگن‌های باری در گردش ۲۲٫۲۳۰ گزارش شده است.

در زمینه شاخص‌های توسعه‌ای راه آهن می‌توان از طول خطوط ریلی اصلی به جمعیت نسبت طول خطوط ریلی اصلی به مساحت، تعداد واگن‌های بخش مسافری و باری، میزان مسافر کیلومتر و تن – کیلومتر نیز بهره گرفت. مطالعه تطبیقی برخی کشورها بر مبنای گزارش اتحادیه بین‌المللی راه آهن در سال ۲۰۰۹ نشان می‌دهد که ایران در بین کشورهای مورد مقایسه از نظر مساحت در رتبه ۱۰، جمعیت در رتبه ۱۲، مجموع طول خطوط ریلی ۷۳۳۵ کیلومتر در رتبه ۲۳، از لحاظ تعداد لوکوموتیو در حدود ۴۰۰ عدد در رتبه ۲۱، تعداد واگن مسافری با ۱۶۲۴ عدد در رتبه ۲۵ قرار دارد. نکته حائز اهمیت این است که ایران در زمینه شاخص‌های ترکیبی به عنوان مثال نسبت طول خط ریل به جمعیت در رتبه ۵۲، نسبت طول خط ریل به مساحت در رتبه ۵۶ قرار دارد؛ ‌بنابرین‏ رتبه بندی ایران از لحاظ شاخص‌های ترکیبی، وضعیت مناسبی ندارد. (مرکز تحقیقات راه اهن, ۱۳۹۰)

رشد کم تعداد لوکوموتیو در سال‌های اخیر، نشان از عدم توجه کافی ‌به این صنعت می‌باشد به‌طوری‌که در سال ۱۳۹۱ تنها ۳۳۱ لوکوموتیو در سرویس بوده که بیشتر آن هم جهت جابه‌جایی مسافر بوده است. نمودار (۲-۹) رشد سالیانه لوکوموتیو در کشور را نشان می‌دهد.

نمودار ‏۲‑۹: تعداد کل لوکوموتیو جهت حمل بار و مسافر (منبع: آمار عملکرد راه آهن سال ۱۳۹۱)

این نمودار بیانگر تعداد لوکوموتیوهای مورد استفاده در بخش حمل بار و مسافری می‌باشد اما با توجه به نمودار (۲-۱۰)، تعداد رشد لوکوموتیوهای جهت حمل بار در خطوط راه آهن را نمایش می‌دهد.

نمودار ‏۲‑۱۰: تعداد لوکوموتیو جهت حمل بار (منبع: آمار عملکرد راه آهن سال ۱۳۹۲)

همان طور که مشخص است در سال ۱۳۹۱ تنها در حدود ۱۹۲ لوکوموتیو جهت حمل بار در سیستم حمل‌ونقل ریلی مورد استفاده واقع شده است که این سؤال پیش می‌آید آیا کشور ایران با این وسعت و قرار گیری در بهترین موقعیت ترانزیتی منطقه این تعداد خطوط و ناوگان جهت حمل بار کافی است؟

مورد نگران کننده دیگر ‌در مورد ناوگان ریلی عمر تجهیزان مورد استفاده در این سیستم می‌باشد. در آمار منتشره از سوی سازمان تحقیقات را آهن، در حدود ۵۴ درصد از ناوگان ریلی مورد استفاده در سال‌های قبل از ۱۳۵۹ خریداری شده است که با توجه پیشرفت سیستم حمل‌ونقل راه آهن در جهان و به کار گیری پیشرفته‌ترین وسایل حمل کانتینر مانند حمل کانتینر دو طبقه در خطوط راه آهن، این ناوگان از قدیمی‌ترین ناوگان حمل ریلی استفاده می‌کند.

عملکرد راه آهن جمهوری اسلامی ایران

نظر دهید »
دانلود پایان نامه و مقاله – گفتار دوم : ورشکستگی – 8
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

ماده ۱ قانون مذبور :«معسر کسی است که به واسطه عدم دسترسی به اموال ودارایی خود موقتاً قادر به تادیه مخارج عدلیه ویا محکوم به نباشد».

‌در مورد اعسار از محکوم به آمده است :

به طرفیت محکوم له دعوای اصلی ، در محکمه ی بدایت که به دعوای اصلی رسیدگی می کرد اقامه می شد .در رسیدگی به دعوای اعسار از محکوم به هر گاه محکوم علیه نسبت به معافیت موقتی از پرداخت هزینه دادرسی نیز ادعای اعسار می نمود ، در این صورت به صورت موقت وبدون رسیدگی مخصوص از تادیه هزینه مذکور معاف می شد(مواد ۱۹لغایت ۲۱ قانون اعسار وافلاس ).

به عرضحال اعسار از محکوم به ،اوراق ذیل باید ضمیمه شود :

مدارکی که مشعر براین باشد که مدعی اعسار اموالی دارد ( با تعیین قیمت اموال مذبور ) ولی دسترسی به آن ها ندارد .

-شهادت کتبی چهار نفر از اشخاصی که از وضعیت معیشت وزندگی مدعی اعسار مطلع باشند، با قید اسم، شغل ووسایل گذران مدعی اعسار وعدم تمکن او برای پرداخت محکوم به با تعیین مبلغ .

ضمناً هویت شهود باید توسط نظمیه یا نایب الحکومه یا کد خدا تصدیق می شد مگر اینکه شهود در نزد محکمه معروف بودند . مدیر دفتر مکلف بود پس از وصول عرضحال اعسار در ظرف مدت دو روز پرونده را به نظر حاکم محکمه برساند تا چنانچه حاکم حضور شهود را در جلسه دادگاه لازم بداند مراتب را به مدعی اعسار جهت اقدام اخطار نماید.[۱۲]

‌در مورد اعسار از پرداخت هزینه دادرسی آمده است

مدعی اعسار برای اثبات ادعای خود باید شهادت کتبی چهار نفر از اشخاصی که از وضعیت معیشت وزندگی مدعی اعسار مطلع بودند، به عرضحال خود که شامل اسم، شغل ووسایل گذران مدعی اعسار وعدم تمکن او برای پرداخت مخارج دعوای مطروحه با تعیین مبلغ آن بود ضمیمه می‌نمود . مدیر دفتر مکلف بود ظرف مدت دو روز از تاریخ وصول عرض حال اعسار ، پرونده را مانند مورد افلاس از محکوم به ، به نظر حاکم محکمه برساند تا در صورت لزوم ، شهود احضار شود.همچنین مدیر دفتر یک نسخه عرضحال اعسار وپیوست های آن را برای مدعی العموم ونسخه دیگر را برای طرف دعوی اصلی باقید روز جلسه دادگاه ابلاغ می نمود عدم حضورطرف دعوی اصلی مانع از رسیدگی وصدور حکم نبود.[۱۳]

(مستفاد از مواد ۸ و۱۱ قانون اعسار وافلاس ) همین که اعسار کسی ثابت می شد ، معسر از مراتب ذیل استفاده می نمود :

-معافیت موقتی از تادیه تمام یا قسمتی از دادرسی که برای معافیت از مخارج آن ادعای اعسار شده بود.

-حق داشتن وکیل مجانی .

– معافیت از دادن تامینی که بایداتباع خارجی بدهند در صورتی که مدعی اعسار از اتباع خارجی بود.

ضمناً در رسیدگی به دعوای اعسار مدعی موقتاً از کلیه مخارج عدلیه راجع به دعوی اعسار معاف می شد (ماده ۳قانون اعسار وافلاس ) .

ملاحظه می شود که معسر در دعوی اعسار خواه ‌در مورد محکوم به وخواه درمورد هزینه دادرسی می‌توانست با ضمیمه کردن شهادت کتبی چهار نفر به دادخواست خود از دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به دعوای اصلی را داشت از پرداخت هزینه های مذکور تقاضای معافیت نماید .

دوم : مفلس

ماده ۲ قانون اعسار افلاس واعسار ۱۳۱۰ مفلس را چنین تعریف ‌کرده‌است : « مفلس کسی است که دارایی او برای پرداخت مخارج عدلیه ویا بدهی او کافی نیست » . برابر ماده ۲۵ قانون مذبور مدعی افلاس خواه ‌در مورد محکوم به وخواه ‌در مورد هر بدهی دیگر خود باید عرضحال اعساربه محکمه صلح محل اقامت خود تقدیم می کرد وبه عرضحال موصوف صورت مشروحی از کلیه دارایی خود اعم از مطالبات واموال منقول وغیر منقول وهمچنین صورت مفصلی از کلیه قروض مربوط با تعیین اسم وشغل ومحل اقامت طلبکاران وبابت قرض ضمیمه می کرد .پس از تسلیم عرضحال مذکور، طلبکاران مدعی علیهم دعوی افلاس مدعی اعسار محسوب می شدند .

اما ‌در مورد آیین دادرسی افلاس ماده ۲۵ قانون اعساروافلاس ،طرزرسیدگی به دعوی افلاس وطریقه تعیین ‌مدیر تصفیه وحدود اختیارات او حتی برای فروش اموال مفلس وتقسیم آن بین طلبکاران ووصول مطالبات ‌و اقامه دعوی بر علیه مدیونین او وتشخیص مطالبات را به نظامنامه تنظیمی از طرف وزارت عدلیه احاله می‌داد. قسمت اخیر ماده مذکور در تقسیم دارایی مفلس بین طلبکاران ، به اشخاصی که نسبت به مال مفلس حق عینی داشتند ‌در مورد خودمال مزبورویا قیمت آن ، اولویت قایل شده وآنان را جزء طلبکاران ممتازه محسوب می نمود .

‌در مورد ادعای افلاس برای معافیت از هزینه دادرسی مدعی افلاس ، در حکم مدعی اعسار محسوب ‌و مشمول کلیه مواد مربوط به اعسار می گردید. و در صورت معافیت از هزینه دادرسی ، مدعی افلاس در حکم مدعی اعسارمحسوب ‌و مشمول کلیه مواد مربوط به اعسار می گردید. ولی در صورت معافیت مدعی افلاس از تادیه مخارج عدلیه ، مخارج وهزینه های مذبور از دارایی مدعی اخیر قبل از تقسیم آن بین طلبکاران موضوع می شد.(مواد ۲۶و۲۸ قانون اعساروافلاس) .[۱۴]

د : قانون فعلی اعسار[۱۵]

پس از تصویب قانون اعسار در ۲۰آذرماه ۱۳۱۳ ه.ش قانون اعسار وافلاس ۲۵ آبان ماه ۱۳۱۰ه.ش منسوخ شد. برابرماده ۳۳ قانون اعسار ناظر بر ماده ۵۱۲ قانون آ.د.م از بازرگان به استثنای کسبه جزء دادخواست اعسار پذیرفته نمی شود وبازرگان مدعی اعسار مکلف است ، برابر قانون تجارت دادخواست ورشکستگی بدهد. بدین ترتیب قانون اعسارصریحاً بین تاجری که قادر به ادای دیون خود نباشد، باشخص عادی که به واسطه عدم کفایت دارایی یا عدم دسترسی به مال خود قادر به هزینه دادرسی یادیون خود نیست قایل به تفکیک شده است .

برابر ماده ۳۹ قانون اعسار ۱۳۱۰ه.ش از تاریخ اجرای قانون مذبور دیگردعوایی به عنوان افلاس پذیرفته نمی شود.[۱۶]

گفتار دوم : ورشکستگی

در ایران ، بر خلاف بسیاری از کشورهای پیشرفته ، مقررات مربوط به ورشکستگی به طور قابل ملاحظه ای تحول نیافته است که اصولاً از سال ۱۳۱۸ که قانون اداره تصفیه امور ورشکستگی به تصویب رسید، هیچ گونه تغییری در قانون گذاری ایجاد نشده است .[۱۷]

اولین اثرتاسیس ورشکستگی در حقوق ایران در قوانین تجاری سال های ۱۳۰۳و۱۳۰۴ مشهود است .در این قوانین فصل ویژه ای به ورشکستگی اختصاص یافته که از قانون وقت فرانسه اقتباس گردیده بود.این مقررات در قانون تجارت مصوب ۱۳/۲/۱۳۱۲ تکمیل شد. ویژگی مهم این قوانین دخالت دادگاه درتصفیه اموال ورشکسته است به موجب قوانین ۱۳۰۳و۱۳۰۴ ، دادگاه برای تصفیه امور ورشکسته به طور موقت یک یا چند نفر را انتخاب می کرد وبعد از تعیین اموال ورشکسته هیئتی به نام «هیئت تصفیه قطعی » با کسب نظر طلبکاران ایجاد می شد تا اموال او را میان طلبکاران تقسیم کند. اما پس از تصویب قانون تجارت در سال ۱۳۱۲ این قاعده تغییر یافت وتعیین شخصی که امر تصفیه را انجام دهد (مدیر تصفیه ) برعهده دادگاه قرار گرفت .

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 100
  • 101
  • 102
  • ...
  • 103
  • ...
  • 104
  • 105
  • 106
  • ...
  • 107
  • ...
  • 108
  • 109
  • 110
  • ...
  • 175
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

 بهینه‌سازی محتوا برای جذب مخاطب
 ریشهیابی فرار از تعهد
 تکنیک‌های رشد سایت مقالات تخصصی
 فروش محصولات دیجیتال با روش‌های برتر
 حقایق مهم درباره سگ‌های آلابای
 ترفندهای حرفه‌ای ChatGPT
 آموزش کاربردی Copilot
 نشانه‌های عاشق شدن
 بهینه‌سازی هدر و فوتر فروشگاه آنلاین
 حفظ استقلال در رابطه بدون آسیب زدن
 درآمدزایی از طریق وبلاگ‌نویسی
 استفاده حرفه‌ای از برندمنشن
 معرفی سگ ماستیف تبتی
 فواید تخم مرغ برای گربه‌ها
 انتخاب بهترین نژاد سگ نگهبان
 انتخاب خاک مناسب گربه در سال 2024
 دلایل عدم تمایل مردان به ازدواج
 بهترین غذاهای سگ
 روش‌های دریافت بک‌لینک باکیفیت
 تغذیه ایده‌آل عروس هلندی
 مراقبت از سگ ماده در دوره پریود
 ترفندهای بازاریابی ایمیلی موفق
 حل مشکل ادرار هیجانی در سگ‌ها
 پیشگیری از وابستگی عاطفی شدید
 فروش محصولات آرایشی و بهداشتی آنلاین
 حقایق مهم درباره عشق و روابط
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان