آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • روش‌های نوین کسب درآمد بدون دفتر کار و تجهیزات
  • راه‌های کسب درآمد خانگی بدون هیچ سرمایه‌ای
  • راه‌های مطمئن برای شروع کسب درآمد آنلاین بدون سرمایه
  • راه‌اندازی کسب‌وکار خانگی با سرمایه کم؛ نکات کلیدی
  • راهکارهای کاربردی کسب درآمد بدون سرمایه و تخصص بالا
  • راهکارهای سریع و عملی برای کسب درآمد بدون سرمایه اولیه
  • راهنمای کامل کسب درآمد آنلاین بدون سرمایه
  • ⛔ هشدار!  ضرر حتمی برای رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش برای دختران
  • ✅ نکته های ضروری و طلایی درباره آرایش برای دختران
  • توصیه های سريع و آسان درباره آرایش (آپدیت شده✅)
دانلود مقاله-پروژه و پایان نامه – قسمت 27 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

«هر گاه مردى زنى را به قتل رساند ولى دم حق قصاص قاتل را با پرداخت نصف دیه دارد و در صورت رضایت قاتل مى‏تواند به مقدار دیه یا کمتر یا بیشتر از آن مصالحه نماید.»

به هر حال طبق قانون مجازات اسلامى ایران در صورتى که زنى مردى را عمدا به قتل برساند، زن قصاص مى‏شود بدون هیچگونه شرط خاصى، ولى اگر مردى زنى را عمدا به قتل برساند، در صورتى قاتل قصاص مى‏شود که اولیاى دم مقتوله نصف دیه قاتل را به او بدهند و اگر نصف دیه را ندهند یا نتوانند بدهند مرد قصاص نمى‏شود.

قصاص، مجازاتى است که بدون در نظر گرفتن خصوصیّات و تفاوت‏هاى فردى، قبیله‏اى و گروهى اجرا مى‏شود و تفاوت‏هاى قاتل و مقتول نیز در مسائلى مانند علم، فضیلت، فقر، غنا، صحّت، مرض، قوّت و ضعف و کِبر و صِغر مانع اجراى قصاص نیست[۱۵۰]‏. لذا طبق ماده ۲۰۷ قانون مجازات اسلامى: «هر گاه مسلمانى کشته شود قاتل قصاص مى‏شود»، ‌بنابرین‏،اگر مسلمانی مسلمان دیگر را بکشد اولیای دم بدون پرداخت مبلغی می‌تواند وی را قصاص نماید.در صورتى که یک نفر مرتکب قتل افراد متعدد بشود، اولیاى هر کدام از مقتولین حق قصاص خواهند داشت، اگر چه نظریات مختلفى ‌در مورد چگونگى اعمال این حق به وسیله هر یک از اولیا وجود دارد. در عین حال، براى اجراى مجازات قصاص شرایطى مقرّر شده است که بدون آن‏ها على رغم تحقّق قتل عمد این مجازات اعمال نخواهد شد، لذا بعضى از فقها و نویسندگان این امور را به عنوان موانع قصاص مطرح کرده ‏اند. این شرایط که هر کدام داراى مبنا و فلسفه مخصوص به خود است، دایره قصاص را محدود مى‏کنند و در واقع بدون این که تأثیرى در وصف مجرمانه عمل داشته باشند، تنها از اجراى مجازات جلوگیرى مى‏کنند، بر خلاف امورى که اصولاً وصف مجرمانه عمل را از بین مى‏برند و موجب مى‏شوند که عمل جرم محسوب نگردد، مانند قتل نفس عمدى در مقام دفاع یا به امر آمر قانونى در مقام اجراى قانون اهم و امثال آن.اما شرایط دیگری نیز برای اجرای قصاص وجود دارد که یکی ازاین شرایط تساوی در جنسیت است که عبارت‏است از:

تساوى در ‌جنسیت بدین توضیح که اگر مقتول زن است، قاتلِ مرد را در قبال او نمى‏توان قصاص کرد، مگر این که اولیاى مقتول، نصف دیه کامل به قاتل بپردازند که در آن صورت مى‏توانند او را قصاص کنند. ‌بنابرین‏، تساوى در ‌جنسیت، شرط اجراى قصاص است، لذا مرد را در قبال کشتن مرد قصاص مى‏کنند و زن را نیز در قبال کشتن زن، ولى قصاص مرد در قبال کشتن زن، بدون پرداخت نصف دیهِ کامل، ممکن نیست، امّا قصاص زن در قبال کشتن مرد به دلیل اولوّیت و نیز ادلّه فقهى امکان پذیر است. ماده ۲۰۹ قانون مجازات نیز مى‏گوید: «هرگاه مرد مسلمانى عمدا زن مسلمانى را بکشد محکوم به قصاص است، لیکن باید ولى زن قبل از قصاص قاتل نصف دیه مرد را به او بپردازد.» ماده ۲۵۸ قانون مجازات اسلامى نیز مقرر مى‏دارد: «هر گاه مردى زنى را به قتل رساند ولى دم حق قصاص قاتل را با پرداخت نصف دیه دارد و در صورت رضایت قاتل مى‏تواند به مقدار دیه یا کمتر یا بیشتر از آن مصالحه نماید.» به هر حال طبق قانون مجازات اسلامى ایران در صورتى که زنى مردى را عمدا به قتل برساند، زن قصاص مى‏شود بدون هیچگونه شرط خاصى، ولى اگر مردى زنى را عمدا به قتل برساند، در صورتى قاتل قصاص مى‏شود که اولیاى دم مقتوله نصف دیه قاتل را به او بدهند و اگر نصف دیه را ندهند یا نتوانند بدهند مرد قصاص نمى‏شود.

مطابق نظر اکثر فقـهای امامـیه در صورتی که مردی زنی را عمداً به قتل برساند، ولیّ­دم زن می‌تواند مرد را قصاص کند به شرط آنکه نصف دیه مرد را به وی بدهد. پرداخت نصف دیه، شرط استیفای حق قصاص برای اولیاء دم زن است و مادام که ایشان نصف دیه را نپردازند، حق استیفای قصاص ندارند، در نتیجه پرداخت باید قبل از قصاص صورت گیرد. ماده ۲۰۹ ق.م.ا. مقرر می‌دارد:

«هرگاه مرد مسلمانی عمداً زن مسلمانی را بکشد محکوم به قصاص است، لیکن باید ولیّ زن قبل از قصاص قاتل، نصف دیه مرد را به او بپردازد». این حکم شرعی که در قالب ماده فوق منعکس شده، در عمل دو مشکل را ایجاد می‌‌کند:

اول، اگر ولیّ­دم زن، حاضر به عفو مرد قاتل نبوده و خواهان قصاص وی باشد، تا زمان اجرای قصاص، مرد قاتل زندانی می‌شود و گاه زندانی شدن مرد مدت زمان طولانی صورت می‌گیرد؛ چرا که اولیاء دم زن پس از مدت طولانی تمکن مالی از پرداخت فاضل دیه را پیدا می‌کنند. طبیعتاً در این مدت قاتل زندانی می‌شود، زیرا آزادی قاتل ممکن است، منجر به فرار وی شود. مشکل این است که زندانی کردن قاتل علاوه بر هزینه های فراوانی برای دولت، مجازات مضاعفی است که ادله شرعی آن را نفی می‌کند، زیرا مطابق قاعده فقهی: «لایجنی الجانی علی اکثر من نفسه»[۱۵۱]. جنایت کار را به بیش از جانش نمی‌توان مجازات نمود؛ در نتیجه مرد قاتل که باید قصاص شود، علاوه بر قصاص، زندانی شده و زندانی شدن وی خلاف قاعده فوق ‌می‌باشد – عبارت «لایجنی الجانی علی اکثر من نفسه» و مشابه آن در روایاتی آمده که پیرامون قتل مرد توسط زن است در این روایات مقرر داشته که اگر زنی، مردی را عمداً بکشد، ولیّ­دم مرد نمی‌تواند هم زن را قصاص کند و هم از او نصف دیه اخذ نماید؛ چرا که اخذ دیه مجازاتی علاوه بر قصاص نفس است و جانی بیش از جانش مجازات نمی‌شود. این عبارت چون در مقام تعلیل برای عدم اخذ دیه است، از باب «العله­تعمّم» می‌تواند علّت برای امور دیگر قرار گیرد. مثلاً می‌‌توان حرمت «مثله قاتل» و نیز «حرمت زندانی کردن قاتلی» را که قرار است، قصاص شود؛ ‌به این عبارت مستند نمود. در یک جمله این عبارت، یک قاعده فقهی است[۱۵۲].

دوم، گاه اولیاء دم زن به هیچ‌وجه تمکن مالی پیدا نمی‌کنند و نمی‌توانند نصف دیه را بپردازند. قاتل نیز حاضر به مصالحه با ولیّ­دم زن بر پرداخت دیه نیست و کسی نیز نمی­تواند او را به پرداخت نصف دیه اجبار نماید؛‌ زیرا مطابق قاعده، دیه در قتل عمد تصالحی است و تنها در صورتی می‌توان از قاتل عمد، دیه گرفت که او راضی باشد. در نتیجه خون زنی که به ناحق کشته شده هدر می­رود؛ زیرا اولیاء دم زن نمی ­توانند، قاتل را قصاص کنند و دیه‌ هم نمی­گیرند. برای حل این دو مشکل چه باید کرد؟

‌در مورد مشکل اول (معضل حبس برای انتظار قصاص) رئیس سابق قوه قضاییه در بخشنامه ای بشماره ۱۰۷۷۷/ ۷۸/ ۱‌ـ ۲۵/ ۱۰/ ۱۳۷۸ رؤسای دادگستری را ملکف به تعیین مهلت برای متقاضی جهت پرداخت فاضل دیه نمود وگرنه قرار بازداشت فک شود و تبدیل به وثیقه مناسب گردد. -مطابق این بخشنامه: «به قرار اطلاع، تعدادی از محکومان قطعی به قصاص نفس از مدت‌‌ها پیش در زندان‌ها به سر می‌برند و ظاهراًً به علت عجز یا امتناع متقاضیان قصاص‌، از پرداخت فاضل دیه به قاتل یا سهم الدیه صغار، موجبات اجرای حکم درباره آنان، فراهم نمی‌باشد. از آنجا که انتظار درازمدت محکومان برای تعیین تکلیف، مزید بر دشواری­های زندان، موجب رنج بیشتر زندانی و مستلزم مراقبت و تحمیل هزینه نگهداری این زندانیان بر بودجه عمومی و عوارض جانبی دیگر خواهد شد مقرر می‌دارد، در مواردی که:

نظر دهید »
پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | بند دوم : پیمان بریان-کلوگ[۱۵] – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

بند دوم : پیمان بریان-کلوگ[۱۵]

نام رسمی این پیمان «پیمان همگانی برای خودداری از جنگ» است. در ۲۷ اوت ۱۹۲۸ به درخواست دولت فرانسه ۹ کشور این پیمان را امضا کردند. پیشگامان آن فرانک کلوگ، وزیر خارجه‌ آمریکا و آریستید بریان، وزیر خارجه فرانسه بودندو در ۱۹۳۰ کمابیش همه‌ دولت‌ها آن را پذیرفتند. این پیمان، جنگ را به عنوان وسیله حل کشمکش‌های بین‌المللی محکوم می‌کرد. ‌دولت‌های‌ امضا کننده عبارت بودند از: آلمان، ایتالیا، ایالات متحد، بریتانیا، بلژیک، چکسلواکی، ژاپن، فرانسه، لهستان. ولی برای اجرای تعهد ناشی از پیمان و یا انجام مذاکره میان دولت‌های عضو در موارد شکستن پیمان، چیزی پیش‌بینی نشده بود.[۱۶] امضاء کنندگان معاهده مذبور، جنگ را به عنوان وسیله تعقیب سیاست ملی در روابط با یکدیگر تحریم کرده و متعهد شدند که اختلافات خود را تنها با وسایل مسالمت آمیز حل و فصل نمایند.

مسئله «تحریم جنگ» از دید حقوق بین‌الملل شایان توجه خاصی است، زیرا قبل از انعقاد میثاق پاریس، مبادرت به جنگ یکی از مظاهر استقلال و حاکمیت کشورها محسوب می‌شد و حتی جامعه ملل نیز جنگ را تحریم نکرده و فقط اقدام به آن را مبتنی بر شرایطی دانسته ‌است. اما متاسفانه این پیمان نتوانست مانع حمله ژاپن به منچوری و بندر پرل هاربر گردد.

مبحث دوم :جنگ جهانی دوم و ضرورت تعریف تجاوز

قرن بیستم میلادی با دو جنگ جهان گیر در کارنامه خود به پایان رسید در این جنگ برای اولین بار از سلاح های شیمیائی استفاده شد و نخستین بار مناطق غیر نظامی در سطح گسترده از آسمان بمباران شدند.[۱۷] شاید تنها نتیجه مثبت این جنگ تشکیل جامعه ملل بود که متاسفانه قادر به حفظ صلح جهانی نشد. جنگ جهانی دوم که پر تلفات ترین جنگ در تاریخ بشریت می‌باشد [۱۸]، منجر به تتشکیل سازمان ملل متحد شد. سازمانی که بر پایه حفظ صلح و امنیت جهانی و قانونمند کردن روابط میان دولت ها بنا شد برای سرکوبی و تنبیه ‌دولت‌های‌ متجاوز در جنگ جهانی دوم ‌دولت‌های‌ فاتح جنگ در سدد تنبیه آنان بر آمدند و همواره در این اندیشه بودند که پس از پایان جنگ ، با عاملان این جنایات چگونه باید رفتار کرد؟ در گام اول در کنفرانس مسکو، ۱۹۴۳ سه قدرت بزرگ متفق (شوروی، ایالات متحده و بریتانیا) اعلام کردند که افسران، افراد غیر نظامی و اعضای حزب نازی آلمان که مسئول ‌جنایت‌ها، قتل عامها و شرارتها می‌باشند، باید برای محاکمه و مجازات به کشورهای که مرتکب جرم شده اند عودت داده شوند تا به اعمال آنان رسیدگی شود.
در کنفرانس سانفرانسیسکو، ۱۹۴۵ توصیه شد که یک دادگاه نظامی بین‌المللی برای محاکمه جانیان اصلی جنگ که جنایات آنان به محل و مکان خاصی اختصاص نداشت است ، تشکیل شود. براین اساس، کنفرانسی از ژوئن تا اوت ۱۹۴۵ در لندن برای تدوین منشور دادگاه نظامی بین‌المللی تشکیل شد. در جریان مذاکرات، نظر نماینده ایالات متحده این بود که برای اینکه متهمان نتوانند به دفاع از خود استناد کنند باید تعریف توافق شده ای از تجاوز در منشور دادگاه گنجانده شود. و تعریف به کار رفته در مقاوله نامه لندن، ۱۹۳۳ را مناسب دانست. اما به علت مخالفت دیگر دولت‌ها، بر پایه این استدلال که در کنفرانس سانفرانسیسکو تعریف تجاوز را بر عهده سازمان ملل گذاشته است، تدوین کنندگان منشور دادگاه نظامی بین‌المللی نیز از همین رویه پیروی کردند. پس از تلاش بسیار زیاد چهار دولت ایالات متحده، شوروی، بریتانیا و فرانسه در سال ۱۹۴۵، نتوانستند به وحدت کلی پیرامون تعریف تجاوز برسند. منشور مذبور ‌در مورد مسئولیت فردی به سه دسته جنایات اشاره می‌کند که عبارتند از: جنایات علیه صلح، جنایات جنگی، و جنایات علیه بشریت. از جمله مواردی که به عنوان جنایات علیه صلح مشخص شده جنگ تجاوزکارانه است. این منشور که ‌بر اساس آن دادگاه نظامی نورنبرگ تشکیل شد، مبنای نخستین کیفرخواست جنایی ‌در مورد مسئولیت شخص رهبران کشورها قرار گرفت و بعدا طی قطعنامه مورخ ۱۱ دسامبر ۱۹۴۶ همراه با آرای دادگاه مذبور به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید.

برای محاکمه جانیان جنگی ژاپن نیز در ۱۹ ژانویه ۱۹۴۶ منشور دادگاه نظامی بین‌المللی خاور دور، عمدتاً بر پایه منشور مصوب کنفرانس لندن، تدوین شد و ‌بر اساس آن دادگاه جنایات جنگی توکیو تشکیل گردید. آنچه که در داگاه های نورنبرگ و توکیو گذشت تنها نشانه عدالت قدرت فاتحان جنگ نبود، بلکه نمایانگر کوشش بشر برای عملی کردن ضوابط قانونی ‌در مورد سیاستمدارانی بود که از اختیاراتشان در راه حمله به مبانی صلح جهانی و انجام تجاوزات علیه حقوق دولت‌ها سوء استفاده کرده بودند. در این مرحله حقوق بین الملل پس از گذشت مدت‌ها با صراحت تمام اعلام کرد که، جنگ تجاوزکارانه را جنایتی بین‌المللی تلقی خواهد کرد.

گفتار اول : از ۱۹۴۵ به بعد

امروزه این مصرحه اصلی اساسی در حقوق بین الملل عرفی محسوب می شود و بدین لحاظ برای همه ‌دولت‌های‌ عضو جامعه جهانی لازم الا جراست .اشاره به زور بجای جنگ مفید است و بدین ترتیب همه اوضاع و احوالی را که در آن خشونت به کار گرفته می شود ولی شرایط فنی حالت جنگ را ندارد شامل می‌گردد .

ماده ۲ بند ۴ در اعلامیه راجع به اصول حقوق بین الملل مورخ ۱۹۷۰ به صورت یک اصل حقوق بین الملل تشریح و توسیع گردید .بند ۴ ماده ۲ استثنائات مهمی در رابطه با اقدامات جمعی ملل متحد و با توجه به حق دفاع مشروع وجود دارد . مقررات ناظر بر توسل به زور در صحنه بین‌المللی تاثیری بر حق یک دولت برای اقدام جهت حفظ نظم در حوزه صلاحیت خود ندارد .بنا براین یک کشور می‌تواند با توسل به زور شورشها را سرکوب نماید.‌قیام‌ها را در هم کوبد و شورشیان را مجازات نمایند بدون آنکه تعارضی با ماده ۲ بند ۴ ایجاد کرده باشد[۱۹].

۳-۱- سازمان ملل متحد و حفظ صلح و امنیت

سازمان ملل متحد به عنوان تشکلی جهانی با ماهیتی سیاسی و برخوردار از ۱۹۳ دولت عضو با هدف اتحاد اعضای جامعه بین‌المللی وظیفه حل مسالمت آمیز اختلافات بین‌المللی را برعهده دارد. در مقدمه منشور ملل متحد کلیه اعضا به اتفاق هم نظر خود را به متحد ساختن قوای خود به منظور حفظ صلح و امنیت بین‌المللی اعلام و اتخاذ اصول و روش های مربوط به عدم استفاده از سلاح جز در راه تضمین مصالح و منافع مشترک بین‌المللی را مورد تأئید قرار داده ­اند. در بخش اول منشور با عنوان “مقاصد و اصول” به شرح ماده ١ مقاصد ملل متحد به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی و توسعه روابط دوستانه و حصول همکاری بین‌المللی در حل مسائل بین‌المللی دارای جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی و بشر دوستانه و ایجاد و حفظ احترام به حقوق بشر و هماهنگی اقدامات مذبور آورده شده است. از میان مقاصد مذبور آنچه در اولویت نخست مورد توجه قرار گرفته است حفظ صلح و امنیت بین ­المللی است که در بند ۱ بیان شده است. هدف اصلی سازمان ملل آن گونه که در منشور بیان گردیده است حفظ صلح و امنیت بین‌المللی است [۲۰].

نظر دهید »
دانلود پایان نامه های آماده | قسمت 5 – 3
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

گفتار ششم – حق انتفاع از مباحات

و بالاخره قانون مدنی در ماده ۹۲ از «حق انتفاع از مباحات» نام می‌برد:

«هر کس می‌تواند با رعایت قوانین و نظامات راجعه به هر یک از مباحات از آن ها استفاده نماید.»

طبق ماده ۲۷ ق.م مباحات، اموالی است که ملک اشخاص نباشد مانند اراضی موات و آبها. البته در نظام کنونی با توجه به قوانین مختلف از جمله قانون زمین شهری و قانون ابطال اسناد فروش رقبات، آب و اراضی موقوفه و غیره نحوه استفاده از مباحات در اختیار و نظارت کامل دولت می‌باشد و به نوعی موضوعیت این ماده از بین رفته است. مگر آنکه اموالی وجود داشته باشد که هنوز هم مطابق مقررات اشخاص بتوانند از منافع آن ها به رایگان استفاده نمایند بدون اینکه حق مالکیتی برای ایشان ایجاد شود.

مبحث سوم – موضوع حق انتفاع

طبق مواد ۴۶ و ۵۸ قانون مدنی، مورد حق انتفاع باید مالی باشد که استفاده آن با بقاء عین ممکن باشد و آن ممکن است منقول باشد یا غیر منقول و مفروز باشد یا مشاع.

فلسفه حق انتفاع این است که منتفع فقط از منافع آن مال استیفاء نماید. بدون آنکه مالکیتی برای وی ایجاد شود.

منظور از باقی ماندن عین با استیفاء منافع، آن نیست که مال مستهلک نشود بلکه منظور آن است که با نخستین استفاده از بین نرود و استفاده از آن منوط به مصرف کردن آن مال نباشد مانند خوراکی ها و آشامیدنیها.[۱۸]

این مبحث را در دو عنوان بررسی و مورد بحث قرار می‌دهیم:

الف- اموال مادی ب- اموال غیرمادی

گفتار نخست – اموال مادی

«مال» به تمام اشیاء و حقوقی که دارای ارزش اقتصادی است گفته می شود و دو شرط برای آن در نظر می گیرند اینکه مفید باشد و دیگر اینکه قابل اختصاص یافتن به شخص باشد.

«مال» در حالت کلی تقسیم می شود به منقول و غیر منقول. مال منقول عبارت از اشیایی است که نقل آن از محلی به محل دیگر بدون خرابی امکان داشته باشد مانند اتومبیل. و مال غیرمنقول آن است که از محلی به محل دیگر نتوان نقل نمود مانند زمین و خانه.

طبق صریح مواد ۴۶ و ۵۸ ق.م اموال منقول و غیرمنقول می‌توانند موضوع حق انتفاع قرار گیرند. ماده ۱۸ق.م نیز حق انتفاع از اموال غیرمنقول مثل عمری و سکنی را پذیرفته است.

بحثی که در این قسمت به ذهن خطور می‌کند این است که آیا پول و اوراق بهادار و سهام شرکت‌های سهامی نیز می‌توانند موضوع حق انتفاع قرار گیرند یا خیر؟

محقق حلی در شرایع می‌گوید: «آیا صحیح است وقف دینارها و درهم ها، بعضی گفته اند: نه، و این اظهر است، به جهت آنکه نفعی از آن ها برده نمی شود، مگر به تصرف کردن در عین آن ها. و بعضی گفته اند: صحیح است به جهت آنکه گاهی فرض می شود از برای آن ها نفعی با باقی ماندن آن ها یعنی از قبیل زیور کردن آن ها.»[۱۹]

اشکال وارده بر وقف پول چنان که اشاره شد آن است که، ما وقتی از پول منتفع می‌شویم که آن را خرج کنیم و چون خرج کردیم پول از بین می رود و دیگر چیزی از آن باقی نمی ماند. اما باید اظهار کرد که باقی بودن هر چیز به فراخور خود آن چیز است و پول در گردش نیز به طور کلی در جریان است، ‌بنابرین‏ چه اشکالی دارد چنانچه فردی با نیت خیرخواهانه مبالغ قابل توجهی را برای نیازمندان وقف نموده و در بانکی نگهداری شود تا نیازمندان با مراجعه به آن برای رفع حاجت خود از آن استفاده کنند و در سررسید، مثل آن را به بانک پرداخت نمایند و یا اینکه از سود سرمایه ای که در بانک گذاشته شده برای انتفاع بردن اشخاص معین یا منافع عامه حقوقی برقرار شود و این اقدام مفید و ارزنده بوده و خلافی با قوانین مشاهده نمیشود.[۲۰]

البته فرض استفاده از سود سرمایه صرفا در قالب عقود اسلامی و بانکداری اسلامی قابل تصور می‌باشد تا عملی خلاف شرع واقع نگردد.

‌در مورد سهام شرکت‌های سهامی نیز می توان آن ها را در ردیف اعیان به شمار آورد و از طرفی اگر اجاره سهام را صحیح بدانیم از آنجا که قانون گذار مورد اجاره را «عین مستاجره» می نامد پس برقراری حق انتفاع ‌در مورد سهام نیز قابل تصور می‌باشد. [۲۱]

از طرفی قابلیت تملک از شرایط موضوع حق انتفاع است، و ‌در مورد سهام شرکت‌ها نیز این وصف وجود دارد. همچنین قابلیت بقاء در مقام انتفاع نیز از شرایط موضوع حق انتفاع است که این وصف نیز ‌در مورد سهام صادق می‌باشد، به عنوان مثال می توان با در اختیار داشتن و حفظ سهام یک شرکت موفق از سود سهام انتفاع برد، بدون اینکه در اصل مال (سهام) دخل و تصرفی صورت گرفته باشد.

ممکن است ایراد شود که سهام شرکت با انحلال یا ورشکستگی شرکت تلف می شود، لذا این مال قابلیت بقاء در مقام انتفاع ندارد. در پاسخ باید گفت، هر مالی تاریخ انقضایی دارد و اموال، بسته به ماهیت و اجزای تشکیل دهنده آن دیر یا زود غیرقابل انتفاع می‌شوند.

همچنین قابلیت قبض نیز که از شرایط موضوع حق انتفاع می‌باشد در سهام شرکت‌های سهامی نیز قابل تصور می‌باشد زیرا قبض هر مالی برحسب طبیعت و ماهیت آن مال، از دید عرف متفاوت است و طبق ماده ۳۶۹ ق.م قبض و استیلای عرفی ملاک می‌باشد.[۲۲]

‌بنابرین‏ با توجه به شرایط زمان فعلی، برقراری حق انتفاع برای سهام شرکت‌های سهامی و پول و اوراق بهادار صحیح و درست به نظر می‌رسد لذا باید ساز و کار اجرایی آن فراهم گردیده و اساتید فن نسبت به شرح و بسط آن اقدام نمایند.

گفتار دوم – اموال غیرمادی

معمولاً هنگامی که سخن از مال و انتقال آن به میان می‌آید حق عینی به ذهن خطور می‌کند که به اشیاء مادی تعلق دارد و در اثر عقد و قرارداد واگذار می‌گردد. ولی در حقوق کنونی مال مفهومی گسترده تر از آن چیزی که به ذهن می‌آید دارد یعنی امکان دارد موضوع حق، شیء مادی نباشد. در عصر حاضر مال چهره ها و مصادیق تازه ای پیدا کرده که قبلاً جزء اموال تلقی نمی‌شد، امروزه حقوق معنوی به اعتبار تحقق موضوع شامل حق سرقفلی ونیز حقوقی می شود که ناشی از آفرینش های فکریست که به آن حقوق مالکیت فکری اطلاق می شود و شامل دو زیر گروه است ؛۱-حقوق مالکیت صنعتی که شامل حق اختراع،علائم تجاری و طرح های صنعتی می شود ۲-حق مؤلف یا کپی رایت که شامل آثار نوشته ،آثار سمعی و بصری،رادیویی ،‌سینمایی و موسیقی و مانند آن می شود.

اعتبار قانونی مالکیت فکری(بخش حق مؤلف)متضمن حمایت از حقوق اخلاقی و مادی پدیدآورندگان است حق اخلاقی که یک حق دائمی و غیرقابل انتقال بوده ایجاب می‌کند که همیشه اثر به پدیدآورنده آن منتسب گردد و دیگران نتوانند آن اثر را به خود منسوب کنند .

حق مادی پدیدآورنده ‌به این معنا است که او به طور انحصاری حق بهره برداری مادی از اثر خودرا دارد ویژگی حقوق مادی[۲۳] ،قابلیت انتقال اختیاری به غیر و محدودیت مدت آن ها‌ است؛

اقسام حقوق مادی عبارتنداز :

– حق نشروتکثیر،به موجب این حق ،پدیدآورنده به طور انحصاری حق نشروتکثیراثرخودرادارد.درحقوق انگلستان ‌و آمریکا ،تکیه اصلی حقوق مالکیت معنوی برهمین حق مادی است ،ریشه این تفکر ناشی از این نگرش است که اساساً حق مؤلف از انتشار اثراست نه از خلق اثر.

نظر دهید »
دانلود مقاله-پروژه و پایان نامه – ۱-۵-: جایگاه ثبت ملک و صدور سند مالکیت – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

سازمان ثبت، دارای دو نوع ساختار اداری است، یک نوع، همان است که در سایر سازمان ها و اداره ها و مؤسسه های دولتی وجود دارد، مانند اداره کارگزینی و اداره حسابداری، این ساختار اداری سازمان ثبت، ارتباطی با درس حقوق ثبت ندارد.

نوع دیگر، آن است که با ثبت املاک و ثبت اسناد و اجرای اسناد ثبتی ارتباط دارد و ‌به این ترتیب به درس حقوق ثبت مربوط می شود.

۸- اظهــار نامه :اظهار نامه فرم مخصوصی است که متقاضیان ثبت(بعد از شماره گذاری املاک) آن را تکمیل و امضاء کرده و ضمیمه اصل مدارک مالکیت، به اداره ثبت محل تحویل و ‌به این طریق درخواست ثبت می نمایند.« ممکن است درخواست ثبت چندین خانه یا دکان واقع در یک بخش، یا قطعاتی که در یک مزرعه واقع و مربوط به یک شماره اصلی است در یک اظهارنامه پذیرفته شود، ولی برای هر یک از رقبات مذبور، باید پلاک جداگانه نصب و حدود هر قطعه در صورتی که منفصل باشد جداگانه نوشته شود[۳۲]».نمونه فرم اظهارنامه در صفحه ۱۳۲ آمده است.

۹-اعتراض به ثــبت : عرضحالی که اشخاص به اصل، یا نسبت به حدود، یا حقوق ارتفاقی ملک مورد تقاضای ثبت به عنوان اعتراض به اداره ثبت تسلیم می‌کنند، اصطلاحاً اعتراض به ثبت نامیده می شود، اعتراض به ثبت (راجع به اصل ملک) باید از تاریخ نشر اولین آگهی ثبتی تا حدود ۹۰روز انجام شود( مطابق ماده ۱۶ قانون ثبت) ولی اعتراض به حدود و حقوق ارتفاقی که توسط مجاورین صورت می‌گیرد ۳۰ روز از تاریخ تنظیم صورتمجلس تحدید حدود است. کلیه اعتراضاتی که بدین طریق به اداره ثبت تحویل می شود باید به دادگاه ارسال شود، بجز مواردی که در اداره ثبت نسبت به آن اظهار نظر می شود و در کتاب حقوق ثبت آقای شهری به شرح زیر بیان شده است:

۱-در صورتی که اعتراض(اعم از اعتراض به ثبت یا حدود یا حقوق ارتفاقی) خارج از موعد قانونی رسیده باشد.

۲-در صورتی که اعتراض به حدود یا حقوق ارتفاقی باشد و ‌در مورد اعتراض از املاکی باشد که در جریان اصلاحات ارضی به زارعان واگذار شده، یا مربوط به قطعاتی باشد که در سهم مالک قرار گرفته و یا مربوط به مستثنیات باشد.

۳-در صورتی که معترضین مجاور با همان حد مورد اعتراض، قبلاً سند مالکیت گرفته باشند.

۴-در موردی که اعتراض به حد، از ناحیه غیر مجاور به عمل آمده باشد.

۵-در صورتی که معترض( چه بر ملک باشد، چه بر حدود چه بر حقوق ارتفاقی) به موجب سند رسمی از اعتراض خود صرف نظرکرده و آن را پس گرفته باشد.[۳۳]

۱-۵-: جایگاه ثبت ملک و صدور سند مالکیت

حقوق ثبت را باید از شاخه های حقوق خصوصی دانست یا حقوق عمومی؟

به نظر می‌رسد که حقوق ثبت را باید از شاخه های حقوق خصوصی به شمار آورد، زیرا بحث آن راجع به ثبت ملک و ثبت سند( ثبت اعمال حقوقی اعم از عقد و یا ایقاع) است و واضح است که هم اموال منقول و هم اموال غیر منقول در حقوق مدنی مطالعه می شود و ثبت ملک یعنی مال غیر منقول با حقوق مدنی و بحث مالکیت ارتباط دارد. اعمال حقوقی نیز در حقوق مدنی که مهمترین شاخه از شعب حقوق خصوصی است مطالعه می شود. ‌بنابرین‏ حقوق ثبت را باید جزء شاخه های حقوق خصوصی بشمار آورد.[۳۴]

اصلاح ثبت را پیش از این گفتیم اینک باید اضافه گردد که آیا سند اصلاح ثبتی است با این توضیح که در حقوق ثبت سند را باید دلیل ثبوت و اثبات حقی دانست که بر یک یا چند صفحه کاغذ رسمی که از طرف دولت باشکل خاص چاپ شده است، طبق مقررات قانونی نوشته می شود و امضا می‌گردد و بر آن مهر مخصوصی نقش می بندد، ‌بنابرین‏ اصطلاح سند در حقوق ثبت متفاوت با اصطلاح سند در حقوق مدنی است.

علی ایحال ثبت سند یعنی انجام اعمالی که به حق جنبه رسمی می‌دهد و این اعمال عبارت از نوشتن است و شامل دو عمل یکی تنظیم سند و دیگری ثبت سند می‌باشد. به همین علت است در ماده ۱۶ آئین نامه دفاتر اسناد رسمی می‌گوید: هیچ سندی را نمی توان تنظیم کرد و در دفتر اسناد رسمی ثبت نمود مگر آنکه موافق با مقررات قانون باشد پس تنظیم سند، مقدمه ثبت سند است و ثبت سند درد فتر رسمی که از طرف سازمان ثبت چاپ شده است انجام می شود.[۳۵]

در رابطه با صلاحیت مامورین ثبت نیز باید گفت: ماده ۲۰ قانون ثبت اسناد ‌و املاک مصوب ۱۳۱۰ ‌در مورد صلاحیت محلی مامورین ثبت و سردفتران اسناد رسمی تصریح نموده است به اینکه مامورین مذکور و سردفتران اسناد رسمی جز در محل مأموریت‌ خود نمی توانند انجام وظیفه نمایند و اقدامات آن ها در خارج از محل اثر قانونی ندارد.

ثبت اسناد و املاک از امور حیاتی و ضروری نظام جمهوری اسلامی ایران است و در متون اصلی اسلامی مانند قرآن کریم و روایات احادیث اهل بیت(ع) که اکثراً متواتر و مفید علم و قطع می‌باشد بر ضرورت ثبت اسناد و املاک و داد و ستد اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و فردی دلالت و تأکید دارد، در حدی که در قرآن کریم حتی برای اخذ وام، دستور مکاتبه و ثبت آن و گرفتن شهود داده شده است، از آنجا که نظام اجتماعی اعم از اسلامی و غیر اسلامی مبتنی بر معامله که از تلاش و اراده انسان ها نشأت می‌گیرد است، ثبت اهمیت می‌یابد.

با پیشرفت تکنولوژی، طبیعی است نوع معاملات و شیوه تنظیم اسناد، تحولاتی را به وجود می آورد که همگام بانیاز جامعه باید در نگارش اسناد، ابتکار جدید اعمال گردد تا اینگونه اسناد بدون ابهام از اعتبارخاص خود برخوردار باشند و حقوق هر یک از طرفین را بارز و آشکار نماید.[۳۶]

سعی و تلاش و کوشش هر فردی در اختیار اراده اوست و د رهر زمان می‌تواند تصرف کند و برای تعیین و تقدیم تلاش ‌و اراده‌ انسانی حتما بایستی ثبت و ضبط آن به نحوی که موردتایید همگان باشد موردتوجه قرار گیرد. از همین جاست که انواع نوشتجات، بیع نامه ها، وقف نامه ها، صلح نامه ها، مهر نامه ها و صدها عناوین دیگر که حکایت از ملکیت و نقل و انتقال آن دارد در زندگی مردم از گذشته جاری و ساری بوده است و مشکلات اجتماعی مردم را مرتفع ‌کرده‌است، و در صورت بروز اختلاف ‌به این اسناد استناد کرده‌اند. حتی مسئولین دولتی اعم از سلاطین و غیر سلاطین هم موارد لازم را به ثبت می رساندند، بخشی از فرامین آنان که دردسترس می‌باشد.

نظر دهید »
فایل های مقالات و پروژه ها – ۲-۶- رویکردهای نظری مربوط به جرائم شهری – 2
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

۱- حقوق و مسئولیت ها به طور کامل به هم نزدیک و با هم در ارتباط هستند. وجود یک حق به طور همزمان حضور یک مسئولیت را قابل پیش‌بینی می‌سازد. در واقع اگر جوامع مسئولیت هایشان را نادیده بگیرند هرگز نمی توانند حقوقشان را استیفا و تقویت کنند.

۲- مسئولیت ها همیشه به طور متناظر با یک حقوق ارتباط نمی یابند بلکه آن ها در یک سیستم گسترده از حقوق و وظایف با هم در ارتباط هستند.(جانوسکی؛ ۱۹۸۸)

۲-۵- جمع بندی مفهوم شهروندی

شهروندی پایگاهی است که با ظهور سرمایه داری و رشد مدرنیته در جوامع به افراد تعلق گرفت. آنطور که پارسونز بیان می‌دارد شهروندی پدیده ای است مدرن که حاصل گسترش ارزش ها و هنجارهای عام می‌باشد و با ظهور مدرنیته و سرمایه داری یا پدید آمدن تغییرات در جامعه سنتی نظیر شهری شدن، صنعتی شدن، سکولار شدن و عقلانیت رشد یافته است. همچنین می توان آن را توسعه مدرنیته یعنی انتقال اعضاء جامعه از وضعیت مبتنی بر منزلت به وضعیت مبتنی بر قرارداد تلقی کرد. شهروندی پایه اصلی نظامهای دموکراتیک محسوب می شود. در جوامع دموکراتیک شهروندی به معیار اصلی همبستگی ملی تبدیل شده است. در یک جامعه مدرن دیگر پیوندهای قومی، مذهبی، جنسیتی و غیره معیاری برای عضویت افراد در جامعه یا طرد آن ها از آن تلقی نمی گردند. بلکه در جوامع دموکراتیک مدرن، وضعیت شهروندی ‌شالوده‌ای کافی برای همبستگی ملی فراهم می‌کند. آمیختگی شهروندی با مفهوم پلورالیسم نشان می‌دهد که شهروندی می‌تواند با نادیده گرفتن تنوعات و همراه با کثرتگرایی فرهنگی، محوری را جهت ایجاد هویت ملی به وجودآورد. با توجه به مطالب گفته شده می توان گفت که عناصر اصلی شهروندی را حقوق و وظایف تشکیل می‌دهند. شهروندی مفهومی است که جذابیت عام دارد و به تعبیر فالکس، دلایل جذابیت شهروندی برای هر دو گروه محققین چپ و راست، دارا بودن توأمان هر دو عنصر فردگرایانه و جمعگرایانه و نیز داشتن یک ایده ذاتاً ارتباطی می‌باشد، چرا که به نظر او شهروندی متضمن همکاری میان افراد برای اداره زندگیشان می‌باشد.

حقوق و مسئولیت ها دو عنصر کاملاً مرتبط به هم هستند و در بررسی شهروندی نمی توان یکی از آن ها را نادیده گرفت. شهروندی از طریق همین تقابل میان حقوق و مسئولیت هاست که عناصر فردگرایانه و جمع گرایانه را در یک جامعه به یکدیگر پیوند می‌دهد. به عقیده فالکس ما نیازمند یک رویکرد کل نگر ‌در مورد شهروندی هستیم رویکردی که حقوق و مسئولیت ها را توأم با هم در نظر بگیرد. این بدان معنا است که حقوق و مسئولیت های شهروندی منطقاً به طور نزدیکی با هم مرتبط اند. حقوق بر مسئولیت ها دلالت دارند چرا که حقوق در خلاء وجود ندارند. برای اینکه حقوق مؤثر باشند، دیگران باید حقوق ما را به رسمیت شناخته و محترم شمرند و ما نیز مسئولیم که متقابلاً به حقوق آن ها احترام بگذاریم. تنها از طریق اعمال فعالانه شهروندی است که تقابل کاذب میان حقوق و مسئولیت ها را می توان از بین برد. بنا بر نظریات جانوسکی رفتار شهروندان تابع قضیه بده و بستان است یعنی مبادله تعمیم یافته که در مقابل دریافت سود (حقوق) مسئولیت ها را نیز قبول می‌کنند و در غیر این صورت مسئولیت ها از جانب افراد مورد پذیرش قرار نم یگیرند. مردم معمولاً در حال حسابرسی حقوق و وظایف خود در کوتاه مدت نیستند. اما در دراز مدت به تعادل بین حقوق و مسئولیت ها فکر می‌کنند، این تعادل در واقع همان مشروعیت مسئولیت ها می‌باشند. آنطور که ترنر بیان می‌دارد افراد برای دستیابی به حقوق خود باید دست به مبارزه اجتماعی بزنند و در عرصه های عمومی فعال باشند. به عقیده ترنر این شهروندی فعال و نه منفعل، شهروندی عرصه عمومی و نه خصوصی، شهروندی از پایین و نه از بالا و شهروندی همگانی و نه خاصگرا است که می‌تواند دموکراسی مشارکتی را گسترش دهد.

شهروندی نیازمند منابع کافی برای شناخت و آگاهی،کسب تجارب و مهارت های فکری و مشارکتی و برخورداری از رفاه نسبی است. اگر جامعه ای در ارائه منابع ضروری شکست بخورد و یا به نفع گروه هایی خاص عمل کند، شهروندی دچار نقصان می شود. منابع زیربنای اصلی توانمندی فراد و گروه ها در جامعه است که برخی به صورت حقوق و بخشی نیز به شکل منبع اقتصادی اجتماعی می‌باشند.(شیانی؛۱۳۸۱)

۲-۶- رویکردهای نظری مربوط به جرائم شهری

تمرکز و تراکم جمعیت در شهرها منجر به پدید آمدن و گسترش انواع مسایل اجتماعی شده است که مهمترین بعد آن جرایمی است که ویژگی شهری دارد. به عبارت دیگر هر قدر جمعیت و فعالیت های فیزیکی و انسانی در شهرها بیشتر م یشود، احتمال بروز انواع ناهنجار یهای شهری نیز افزایش می‌یابد. (موسوی؛۱۳۸۷) از دیدگاه جامعه شناسی، جرم پدیده ای اجتماعی که در اصل با معیارها، ارزش ها و الگوهای عام پذیرفته شده توسط اکثریت مردم تعارض دارد. به عبارت دیگر انحراف اجتماعی و در نهایت جرم اجتماعی به آن دسته از کردارها و ویژگی های رفتاری اطلاق م یشود که به گون های با هنجارها، ارزش ها و رفتارهای مسلم و قابل قبول در عرف جامعه ناسازگار باشد.(کوئن؛۱۳۷۰)

اندیشمندان اجتماعی بر این باورند که گردآمدن انسان‌ها در محی طهای شهری و نیاز آن ها به کنش متقابل در این محیط ها، تضادهای میان منافع فردی را بیشتر آشکار می کند. در نتیجه انتظار می رود در جوامع بزرگ همچون کلان شهرها، افراد برای رسیدن به منافع شخصی خود، منافع جمعی و مصالح دیگران را زیر پا بگذارند و دست به رفتارهای انحرافی بر خلاف هنجارهای اجتماعی جامعه بزنند.(مظلومان؛ ۱۳۸۵) به طور کلی از دیدگاه صاحبن ظران جامعه شناسی، مهمترین علل پیدایش و گسترش جرایم شهری عبارتند از افزایش دامنه نابرابری های اقتصادی و اجتماعی در شهرها، تضاد میان هنجارها و نقشه ای اجتماعی افراد و همچنین تنزل روابط عاطفی و شخصی افراد.(موسوی؛ ۱۳۷۸) عدم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی نیز به عنوان یک رفتار انحرافی کلان شهرها مطرح شده است.(گیدنز؛ ۱۹۸۹) ‌بنابرین‏ در این بخش به شناسایی عوامل مؤثر بر بروز رفتارهای کجرو بنا بر نظریه های جامعه شناسی پرداخته می شود.

نظریه های مختلف در بیان جرایم و رفتار کجرو بیان شده اند. برخی از این نظریه ها به شرح زیر بیان می‌شوند:

– نظریات کنترل اجتماعی (شامل نظریه کنترل اجتماعی هیرشی)؛

– نظریه ارتباطات نسبی ساترلند به عنوان عامل ‌کج‌رفتاری؛

– نظریه مرتون ‌در مورد ‌کج‌رفتاری؛ و

– برخی عوامل محیطی مؤثر بر جرائم شهری.

۲-۶-۱- نظریات کنترل اجتماعی

فرض اصلی در نظریات کنترل، بر این اصل می‌باشد که افراد همواره تمایل به رفتارهای کجرو و مخالف هنجارهای اجتماعی دارند، مگر اینکه عواملی مانع انجام این کجروی ها گردند. به طور کلی کنترل و نظارت اجتماعی افراد در دو بعد صورت می پذیرد. این تبیین ها وقوع کجروی را برحسب وجود ضعف در فرایند کنترل اجتماعی در جامعه و ناکارآمدی آن در هر جامعه در دو بعد هنگامی که کنترل اجتماعی به اندازه کافی درونی و بیرونی تبیین می‌کنند و مدعی هستند که قوت داشته باشد، از وقوع کجروی جلوگیری می شود. اما وقتی کنترل های داخلی یا خارجی ضعیف بوده یا از هم پاشیده باشد، رفتار ‌کج‌روانه ظاهر می‌گردد.(سلیمی؛۱۳۸۵)

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 33
  • 34
  • 35
  • ...
  • 36
  • ...
  • 37
  • 38
  • 39
  • ...
  • 40
  • ...
  • 41
  • 42
  • 43
  • ...
  • 175
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

 بهینه‌سازی محتوا برای جذب مخاطب
 ریشهیابی فرار از تعهد
 تکنیک‌های رشد سایت مقالات تخصصی
 فروش محصولات دیجیتال با روش‌های برتر
 حقایق مهم درباره سگ‌های آلابای
 ترفندهای حرفه‌ای ChatGPT
 آموزش کاربردی Copilot
 نشانه‌های عاشق شدن
 بهینه‌سازی هدر و فوتر فروشگاه آنلاین
 حفظ استقلال در رابطه بدون آسیب زدن
 درآمدزایی از طریق وبلاگ‌نویسی
 استفاده حرفه‌ای از برندمنشن
 معرفی سگ ماستیف تبتی
 فواید تخم مرغ برای گربه‌ها
 انتخاب بهترین نژاد سگ نگهبان
 انتخاب خاک مناسب گربه در سال 2024
 دلایل عدم تمایل مردان به ازدواج
 بهترین غذاهای سگ
 روش‌های دریافت بک‌لینک باکیفیت
 تغذیه ایده‌آل عروس هلندی
 مراقبت از سگ ماده در دوره پریود
 ترفندهای بازاریابی ایمیلی موفق
 حل مشکل ادرار هیجانی در سگ‌ها
 پیشگیری از وابستگی عاطفی شدید
 فروش محصولات آرایشی و بهداشتی آنلاین
 حقایق مهم درباره عشق و روابط
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان